بررسی تاثیر تجربه های مشارکتی، مسئولیت های گروهی و فعالیت های داوطلبانه بر رشد اجتماعی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2097
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
رشد اجتماعی دانش آموزان صرفا به یادگیری مجموعه ای از هنجارها و قواعد رفتاری محدود نمی شود، بلکه فرایندی چندبعدی است که در خلال آن فرد می آموزد چگونه در روابط بین فردی مشارکت کند، خواسته های شخصی را با اهداف جمعی هماهنگ سازد، مسئولیت تصمیم ها و رفتارهای خود را بپذیرد، تعارض را مدیریت کند، از منظر دیگران به مسائل بنگرد و در قبال گروه و جامعه احساس تعلق و مسئولیت داشته باشد. از این منظر، مدرسه فقط محل انتقال دانش رسمی نیست، بلکه محیطی برای تجربه کردن مناسبات اجتماعی و تمرین نقش های واقعی به شمار می رود. هدف مقاله حاضر، بررسی تحلیلی تاثیر سه دسته تجربه تربیتی شامل تجربه های مشارکتی، مسئولیت های گروهی و فعالیت های داوطلبانه بر رشد اجتماعی دانش آموزان است. در این مرور، تلاش شده است میان یافته های پژوهش های داخلی درباره یادگیری مشارکتی، مهارت های اجتماعی، فعالیت های فوق برنامه، مشارکت دانش آموزی، تربیت همه جانبه، مهارت های زندگی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی، پیوند نظری و تبیینی برقرار شود. تحلیل شواهد نشان می دهد که آثار اجتماعی تجربه های مشارکتی نه از «حضور در گروه» به صورت خودکار، بلکه از کیفیت تعامل، توزیع نقش ها، وجود هدف مشترک، مسئولیت فردی در قبال پیامد جمعی و فراهم شدن فرصت گفت وگو و تصمیم گیری ناشی می شود. یادگیری مشارکتی از طریق افزایش تماس معنادار با همسالان، مواجهه با دیدگاه های متفاوت و الزام به هماهنگ سازی رفتار، ظرفیت هایی مانند ارتباط، همکاری، خودتنظیمی و حل مسئله اجتماعی را فعال می کند. مسئولیت های گروهی این فرایند را یک گام فراتر می برند، زیرا مشارکت را از سطح تعامل به سطح تعهد منتقل می سازند؛ دانش آموز در این وضعیت باید نقش خویش را انجام دهد، پاسخ گو باشد و رابطه میان کنش فردی و پیامد جمعی را درک کند. فعالیت های داوطلبانه و فوق برنامه نیز با انتقال تجربه اجتماعی از کلاس به محیط های گسترده تر، امکان ایفای نقش در موقعیت های واقعی تر را فراهم می سازند و می توانند پیوند میان مدرسه، همسالان و جامعه را تقویت کنند. با این حال، شواهد داخلی از نظر روش شناختی یکدست نیستند و بخشی از مطالعات مبتنی بر ادراک معلمان، پژوهش های توصیفی یا نمونه های محدود هستند؛ بنابراین نباید رابطه مشاهده شده را بدون احتیاط به رابطه علی قطعی تعبیر کرد. جمع بندی مقاله بر این نکته استوار است که رشد اجتماعی زمانی از فعالیت های مشارکتی و داوطلبانه حاصل می شود که مدرسه آن ها را از فعالیت های حاشیه ای به تجربه های تربیتی طراحی شده، تدریجی، فراگیر و قابل تامل تبدیل کند.
نویسندگان
اعظم شکری
نویسنده