نقش معلم در پرورش ذهنیت نوآورانه دانش آموزان در عصر تحول آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2063
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که تحولات سریع فناوری، تغییرات ساختاری در بازار کار و نیاز مبرم به سازگاری با شرایط پیچیده و غیرقابل پیش بینی جهانی، نقش نظام های آموزشی و به ویژه معلمان را به عنوان محور اصلی تغییر و توسعه بازتعریف کرده است، مسئله پرورش انگیزه برای نوآوری در میان دانش آموزان و حتی خود معلمان، به یکی از چالش های بنیادین و استراتژیک در سیاست گذاری های آموزشی تبدیل شده است؛ چرا که نوآوری تنها یک مهارت فنی یا تکنولوژیک نیست، بلکه نگرشی عمیق، فرهنگی و روان شناختی است که ریشه در انگیزه درونی، خودکارآمدی، تاب آوری در برابر شکست و علاقه به کشف ناشناخته ها دارد و معلمان به عنوان تسهیل گران یادگیری، کلید اصلی فعال سازی این انگیزه ها در ذهنیت دانش آموزان محسوب می شوند، بنابراین این پژوهش با هدف واکاوی دقیق مکانیسم های تاثیرگذار معلم در تقویت انگیزه نوآوری، با تکیه بر نظریه های روان شناسی مثبت گرا، نظریه خودتعیین گری (SDT) و مدل های یادگیری اجتماعی، به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که معلمان چگونه می توانند با تغییر در سبک تدریس، فضای کلاس درس، بازخورد سازنده و ایجاد محیطی امن برای تجربه گری، انگیزه درونی دانش آموزان را برای تفکر خلاق و حل مسئله به شیوه ای نوین برانگیزانند؟ این مطالعه با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مرور سیستماتیک ادبیات پژوهشی و تحلیل محتوای کیفی مصاحبه های عمیق با معلمان باتجربه و متخصص در حوزه های خلاقیت، نشان می دهد که رابطه مستقیم و معناداری میان حمایت های عاطفی معلم، استقلال خواهی تحصیلی و بروز رفتارهای نوآورانه وجود دارد و یافته ها حاکی از آن است که وقتی معلم نقش «ارائه دهنده دانش» را رها کرده و به «مربی انگیزشی» و «هم فکر» تبدیل می شود، دانش آموزان نه تنها انگیزه بیشتری برای یادگیری عمیق پیدا می کنند، بلکه شجاعت لازم برای شکستن کلیشه ها و ارائه ایده های جسورانه را نیز کسب می نمایند؛ در این راستا، متغیرهایی نظیر اعتماد به نفس معلم در اجرای روش های نوین، توانایی مدیریت ابهام و عدم قطعیت در فرآیند یاددهی-یادگیری، و ایجاد تعادل میان ساختار کلاسیک و آزادی عمل برای ابراز وجود، به عنوان پیش بین های قوی برای پرورش انگیزه نوآوری شناسایی شدند و نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که بدون توجه به ابعاد روان شناختی و انگیزشی و بدون بازآرایی نقش معلم در فرآیند آموزش، هرگونه تلاش برای نهادینه کردن فرهنگ نوآوری در نظام آموزشی، با شکست مواجه خواهد شد و توسعه پایدار جوامع بشری در گرو تربیت نسلی است که با انگیزه های درونی غنی و حمایت های معنوی معلمان، قادر به تولید دانش و خلق ارزش های جدید باشند، بنابراین توصیه می شود که برنامه های تربیت معلم، تمرکز خود را از انتقال محتوا به توسعه مهارت های هوش هیجانی، روان شناسی انگیزش و تکنیک های تسهیل گری خلاقانه معطوف سازند تا نسلی از معلمان توانمند، پرورش یابند که نه تنها دانش آموزان را برای آزمون ها آماده می کنند، بلکه آن ها را برای زندگی در دنیای پیچیده و پرچالش فردا، با سلاح «نوآوری» و «انگیزه پایدار» مجهز می سازند.
نویسندگان