نقش فضای عاطفی مدرسه در شکل گیری نگرش دانش آموزان نسبت به تغییر، تجربه های جدید و موقعیت های ناآشنا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2059
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
مدرسه یکی از مهم ترین محیط های اجتماعی و تربیتی در زندگی دانش آموزان است و نقش آن تنها به انتقال دانش و سنجش میزان یادگیری درسی محدود نمی شود. دانش آموز در مدرسه، در کنار یادگیری مفاهیم علمی، به تدریج نگرش هایی درباره خود، دیگران، یادگیری، شکست، موفقیت، تغییر و موقعیت های ناشناخته شکل می دهد. ازاین رو، کیفیت فضای عاطفی حاکم بر مدرسه می تواند بر چگونگی مواجهه دانش آموز با تجربه های تازه و شرایطی که پاسخ آن ها از پیش مشخص نیست تاثیرگذار باشد. در محیطی که دانش آموز احساس امنیت، تعلق، احترام و پذیرش داشته باشد، امکان بیشتری برای پرسشگری، آزمودن راه حل های مختلف، پذیرفتن خطا و ورود به فعالیت های جدید پیدا می کند؛ در حالی که محیط های مبتنی بر ترس، مقایسه، تحقیر و قضاوت مداوم ممکن است دانش آموز را به سمت اجتناب از موقعیت های ناآشنا سوق دهند.پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش فضای عاطفی مدرسه در شکل گیری نگرش دانش آموزان نسبت به تغییر، تجربه های جدید و موقعیت های ناآشنا انجام شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و تحلیل مفهومی منابع حوزه تعلیم و تربیت، روان شناسی تربیتی، یادگیری، انگیزش، روابط انسانی و محیط مدرسه است. در این پژوهش تلاش شده است فضای عاطفی مدرسه به عنوان مجموعه ای از روابط، ادراکات و تجربه های دانش آموز از امنیت، احترام، تعلق، حمایت، عدالت و امکان ابراز وجود بررسی شود.تحلیل منابع نشان می دهد که فضای عاطفی مدرسه از مسیرهای مختلفی بر نگرش دانش آموز نسبت به تغییر اثر می گذارد. امنیت روانی، کیفیت رابطه معلم و دانش آموز، نحوه واکنش به اشتباه، احساس تعلق، روابط همسالان، شیوه بازخورد دادن، میزان مشارکت دانش آموز در فرایند یادگیری و نوع فعالیت های آموزشی، از جمله عوامل موثر در این زمینه هستند. دانش آموزی که تجربه کرده است می تواند بدون ترس از تحقیر سوال بپرسد، ایده ای متفاوت ارائه کند و پس از اشتباه دوباره تلاش کند، آمادگی بیشتری برای مواجهه با شرایط جدید پیدا می کند.بر اساس یافته های پژوهش، مدرسه برای آماده سازی دانش آموزان جهت زندگی در شرایط متغیر، نیازمند عبور از رویکرد صرفا انتقالی و حرکت به سمت محیطی فرصت آفرین، مشارکت محور و عاطفی حمایتی است. در چنین محیطی، تغییر نه به عنوان تهدیدی برای ثبات، بلکه به عنوان بخشی طبیعی از فرایند یادگیری تجربه می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که تقویت فضای عاطفی مدرسه می تواند در کنار آموزش دانش و مهارت های شناختی، زمینه رشد انعطاف پذیری، جرئت تجربه، مسئولیت پذیری، حل مسئله و آمادگی دانش آموز برای مواجهه با موقعیت های پیش بینی نشده را فراهم کند.
نویسندگان