نقش خودشناسی، شناخت توانمندی ها و تجربه های متنوع آموزشی در شکل گیری مسیر رشد و انتخاب های آینده دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2049

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

مسیر رشد دانش آموزان و انتخاب هایی که آنان برای ادامه تحصیل، فعالیت های آموزشی، حرفه ای و حتی سبک زندگی آینده خود انجام می دهند، حاصل یک تصمیم منفرد و ناگهانی نیست، بلکه برآیندی از فرایندی تدریجی است که در آن شناخت فرد از خود، ادراک او از توانمندی هایش، کیفیت تجربه های یادگیری و اکتشاف محیطی و نوع حمایت هایی که از خانواده، مدرسه و معلم دریافت می کند، به صورت متقابل عمل می کنند. مسئله اساسی در این زمینه آن است که نظام آموزشی در بسیاری از موارد، انتخاب های آینده دانش آموز را به مقاطعی مانند انتخاب رشته تقلیل می دهد، در حالی که پیش نیاز انتخاب آگاهانه، شکل گیری تدریجی تصویری نسبتا دقیق از علایق، ارزش ها، توانایی ها، محدودیت ها، شیوه های یادگیری و امکان های پیش روی فرد است. هدف مقاله حاضر، تحلیل رابطه میان خودشناسی، شناخت توانمندی ها و تجربه های متنوع آموزشی و بررسی سازوکارهایی است که از طریق آن ها این مولفه ها می توانند مسیر رشد و انتخاب های آینده دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهند. مرور تحلیلی پژوهش های داخلی نشان می دهد خودشناسی زمانی به عامل موثر در تصمیم گیری تبدیل می شود که از سطح آگاهی کلی درباره ویژگی های فردی فراتر رفته و با تجربه، بازتاب، بازخورد و مقایسه واقع بینانه میان ترجیحات و عملکرد همراه شود. همچنین شناخت توانمندی ها زمانی اعتبار بیشتری پیدا می کند که بر شواهد متنوع عملکردی استوار باشد، نه صرفا بر نمرات درسی یا برداشت های محدود خانواده و مدرسه. از سوی دیگر، تجربه های متنوع آموزشی فرصت هایی برای آزمودن علایق، کشف استعدادهای کمتر دیده شده، افزایش خودکارآمدی و گسترش افق های شناختی فراهم می کنند. یافته های مطالعات مربوط به رشد مسیر شغلی نیز نشان می دهد خانواده و مدرسه نه فقط در انتقال اطلاعات، بلکه در شکل دهی به باورها، روایت های آینده، خودپنداره و میزان عاملیت دانش آموز نقش دارند. بر این اساس، مسیر رشد مطلوب را نمی توان با یک آزمون، یک فرم هدایت تحصیلی یا یک توصیه مشاوره ای ساخت؛ بلکه باید آن را محصول یک فرایند پیوسته اکتشافی دانست که در آن دانش آموز به تدریج خود را می شناسد، توانمندی هایش را در موقعیت های واقعی می آزماید، از تجربه های گوناگون بازخورد می گیرد و بر اساس شواهد، انتخاب های خود را بازنگری می کند. برآیند این تحلیل، ضرورت گذار از رویکرد «انتخاب رشته» به رویکرد «ساخت مسیر رشد» را برجسته می سازد؛ رویکردی که در آن مدرسه، خانواده و دانش آموز در فرایندی مشارکتی برای کشف ظرفیت ها و ساختن آینده نقش دارند.

نویسندگان

زهرا الماسی

نویسنده