نقش عدالت در فرصت های یادگیری، دسترسی آموزشی و حمایت هدفمند در کاهش شکاف های آموزشی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2046

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

شکاف های آموزشی دانش آموزان صرفا پیامد تفاوت در توانایی های فردی نیست، بلکه از برهم کنش مجموعه ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی، فرهنگی، فناورانه و سازمانی شکل می گیرد و در صورت تداوم می تواند به بازتولید نابرابری در مسیر تحصیل و زندگی منجر شود. در چنین شرایطی، عدالت آموزشی را نمی توان صرفا به توزیع مساوی منابع میان دانش آموزان تقلیل داد؛ زیرا دانش آموزانی که در موقعیت های نابرابر قرار دارند، برای دستیابی به فرصت واقعی یادگیری الزاما به منابع یکسان نیاز ندارند. مقاله حاضر با رویکرد مرور تحلیلی، رابطه میان عدالت آموزشی، فرصت های یادگیری، دسترسی آموزشی و حمایت هدفمند را در ارتباط با کاهش شکاف های آموزشی بررسی می کند. محور اصلی تحلیل بر این استدلال استوار است که عدالت آموزشی زمانی می تواند از سطح توزیع صوری امکانات فراتر رود که هم زمان سه سطح به یکدیگر متصل شوند: فراهم بودن منابع و فرصت های آموزشی، امکان دسترسی واقعی و مستمر دانش آموزان به این منابع، و ارائه حمایت متناسب با شدت و نوع محرومیت آموزشی. بررسی پژوهش های داخلی نشان می دهد که مفهوم عدالت در نظام آموزشی ایران ابعادی فراتر از توزیع امکانات دارد و کیفیت مدارس، توزیع متناسب فرصت ها، توجه به تفاوت های فردی و استعدادها، کاهش تبعیض و فراهم سازی شرایط مناسب یادگیری نیز در آن جای می گیرند. از سوی دیگر، مطالعات مربوط به آموزش فناورانه نشان می دهند که فناوری می تواند برخی موانع مکانی و زمانی دسترسی را کاهش دهد، اما در صورت وجود تفاوت در دسترسی به تجهیزات، اینترنت، مهارت دیجیتال و حمایت خانوادگی، خود به عاملی برای بازتولید شکاف تبدیل می شود. همچنین تحلیل ادبیات پژوهش نشان می دهد که برنامه های عدالت محور هنگامی اثربخش ترند که به جای حمایت های عمومی و یکسان، بر شناسایی دقیق دانش آموزان در معرض محرومیت، تشخیص نوع نیاز، مداخله زودهنگام، حمایت آموزشی و روانی، و پایش مستمر پیشرفت تمرکز کنند. بنابراین، کاهش شکاف آموزشی نیازمند تغییر از «برابری در توزیع» به «برابری در امکان بهره مندی از یادگیری» است. در این چارچوب، عدالت نه یک سیاست جبرانی محدود، بلکه منطق سازمان دهنده نظام آموزشی تلقی می شود که باید در برنامه درسی، تدریس، ارزشیابی، تخصیص منابع، فناوری آموزشی و ارتباط مدرسه با خانواده و جامعه انعکاس یابد.

نویسندگان