بررسی رابطه استفاده از هوش مصنوعی مولد با بار شناختی، خودکارآمدی و فرسودگی شغلی معلمان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2030
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
ظهور و گسترش سریع هوش مصنوعی مولد، به عنوان یکی از تحولات فناورانه اثرگذار بر نظام های آموزشی، فرایندهای برنامه ریزی، طراحی و تولید محتوای آموزشی، ارزشیابی، ارائه بازخورد و انجام وظایف حرفه ای معلمان را با تغییرات قابل توجهی مواجه کرده است. اگرچه استفاده هدفمند از این فناوری می تواند با تسهیل برخی فعالیت های حرفه ای و کاهش زمان موردنیاز برای انجام وظایف همراه باشد، وابستگی به ابزارهای هوش مصنوعی و نحوه تعامل معلمان با آن نیز ممکن است پیامدهای شناختی و روان شناختی متفاوتی ایجاد کند. ازاین رو، بررسی هم زمان پیامدهای شناختی و شغلی استفاده از هوش مصنوعی مولد، می تواند درک جامع تری از نقش این فناوری در تجربه حرفه ای معلمان فراهم کند. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه استفاده از هوش مصنوعی مولد با بار شناختی، خودکارآمدی و فرسودگی شغلی معلمان انجام می شود.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس خواهد بود که نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری مناسب انتخاب می شود. داده ها با استفاده از ابزارهای استاندارد سنجش میزان و نحوه استفاده از هوش مصنوعی مولد، بار شناختی، خودکارآمدی معلم و فرسودگی شغلی گردآوری خواهند شد. به منظور بررسی روابط میان متغیرها، پس از بررسی ویژگی های توصیفی داده ها و پیش فرض های آماری، از آزمون های همبستگی و تحلیل رگرسیون و در صورت تایید کفایت حجم نمونه و برازش مدل، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده خواهد شد. همچنین نقش احتمالی بار شناختی و خودکارآمدی در تبیین ارتباط میان استفاده از هوش مصنوعی مولد و فرسودگی شغلی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.انتظار می رود الگوی استفاده از هوش مصنوعی مولد بتواند بخشی از تغییرات مربوط به بار شناختی، خودکارآمدی و فرسودگی شغلی معلمان را تبیین کند. همچنین، با توجه به ماهیت چندبعدی تعامل انسان و هوش مصنوعی، انتظار می رود شدت و نحوه استفاده از این فناوری در ارتباط با متغیرهای روان شناختی مورد مطالعه نقش داشته باشد. بررسی هم زمان این متغیرها می تواند به شناسایی مسیرهای احتمالی ارتباط میان استفاده از فناوری، تجربه شناختی معلم و پیامدهای شغلی کمک کند.مطالعه پیامدهای روان شناختی هوش مصنوعی مولد در حرفه معلمی، فراتر از بررسی صرف میزان پذیرش یا استفاده از فناوری، می تواند ابعاد شناختی و شغلی این تحول را آشکار سازد. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های توانمندسازی معلمان، آموزش سواد هوش مصنوعی و تدوین راهبردهای استفاده مسئولانه و هدفمند از ابزارهای هوش مصنوعی مولد در محیط های آموزشی فراهم کند. همچنین نتایج می تواند به پژوهشگران و مدیران آموزشی در شناسایی شرایطی کمک کند که تحت آن استفاده از هوش مصنوعی مولد با تجربه حرفه ای سازنده تر و پایدارتر معلمان همراه می شود.
نویسندگان