بررسی اثربخشی مشاوره مبتنی بر دلبستگی - نظم دهی - شایستگی (ARC) بر کاهش نشانگان رفتاری برونی سازی شده و افزایش نظم دهی هیجانی در کودکان دارای والدین مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با نقش تعدیل گری ظرفیت تاملی والدین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPSE19_004

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر دلبستگی، نظم دهی و شایستگی بر کاهش نشانگان رفتاری برونی سازی شده و افزایش نظم دهی هیجانی در کودکان دارای والدین مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با نقش تعدیل گری ظرفیت تاملی والدین انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان ۷ تا ۱۲ ساله شهر اصفهان بودند که حداقل یکی از والدین آنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تشخیص داده شده بود و در سه ماهه اول سال ۱۴۰۵ به مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناختی مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش شامل ۴۸ کودک (۲۴ نفر گروه آزمایش و ۲۴ نفر گروه گواه) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گروه آزمایش، مداخله مبتنی بر دلبستگی، نظم دهی و شایستگی را طی ۲۰ جلسه ۶۰ تا ۷۵ دقیقه ای دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فهرست رفتاری کودک، پرسشنامه نظم دهی هیجانی و پرسشنامه ظرفیت تاملی والدین بودند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته های توصیفی نشان داد که میانگین نمرات نشانگان رفتاری برونی سازی شده در گروه آزمایش از ۷۶/۳۴ در پیش آزمون به ۱۳/۲۴ در پس آزمون و ۴۲/۲۵ در پیگیری کاهش یافت و میانگین نمرات نظم دهی هیجانی از ۸۸/۴۲ در پیش آزمون به ۷۱/۵۸ در پس آزمون و ۳۳/۵۶ در پیگیری افزایش یافت. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که اثر اصلی گروه، اثر اصلی زمان و اثر تعاملی گروه و زمان برای هر دو متغیر در سطح ۰۰۱/۰> معنادار بود و اندازه اثر برای نشانگان رفتاری برونی سازی شده ۴۹/۰ و برای نظم دهی هیجانی ۵۴/۰ به دست آمد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که تفاوت میانگین ها بین پیش آزمون با پس آزمون و پیش آزمون با پیگیری در گروه آزمایش برای هر دو متغیر در سطح ۰۰۱/۰> معنادار بود، اما تفاوت بین پس آزمون و پیگیری معنادار نبود که نشان دهنده پایداری اثربخشی مداخله در مرحله پیگیری است. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که ظرفیت تاملی والدین نقش تعدیل گری معناداری در اثربخشی مداخله ایفا می کند و اثر تعامل گروه و ظرفیت تاملی، ۱۱ درصد از واریانس تغییرات نشانگان رفتاری برونی سازی شده و ۹ درصد از واریانس تغییرات نظم دهی هیجانی را تبیین می کند. تحلیل ساده شیب ها نشان داد که در والدینی با ظرفیت تاملی بالا، اثربخشی مداخله بر کاهش نشانگان رفتاری برونی سازی شده و افزایش نظم دهی هیجانی به طور قابل توجهی بیشتر از والدینی با ظرفیت تاملی پایین است. بر اساس یافته ها، مداخله مبتنی بر دلبستگی، نظم دهی و شایستگی به عنوان یک رویکرد موثر و پایدار برای بهبود کارکردهای رفتاری و هیجانی کودکان دارای والدین مبتلا به اختلال شخصیت مرزی توصیه می شود و ارزیابی ظرفیت تاملی والدین قبل از شروع مداخله برای شخصی سازی درمان ضروری است.

کلیدواژه ها:

اختلال شخصیت مرزی ، دلبستگی ، نظم دهی هیجانی ، نشانگان رفتاری برونی سازی شده ، ظرفیت تاملی ، مداخله مبتنی بر دلبستگی نظم شایستگی.

نویسندگان

محمدرضا یکتا

دکتری تخصصی مشاوره، گروه روانشناسی، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

زهرا بهرامی

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، واحد خوراسگان ، دانشگاه آزاد اسلامی،خوراسگان ، ایران.

مهسا متولی

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

نیلوفر عکاشه

گروه روانشناسی، واحد خوراسگان ، دانشگاه آزاد اسلامی،خوراسگان ، ایران.