چگونه توانستم اهمیت و ضرورت درس هنر را در ذهن دانش آموزانم بالا ببرم؟

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_2204

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

درس هنر در مدرسه، برخلاف برخی دروس که پیامدهای مستقیم و آشکار ارزشیابی مانند مردودی، تجدیدی یا آزمون های پرتکرار دارند، گاهی در ذهن دانش آموزان به عنوان درسی کم اهمیت، فرعی یا صرفا سرگرم کننده تلقی می شود. مسئله اصلی این اقدام پژوهی نیز از مشاهده چنین نگرشی در میان تعدادی از دانش آموزان پایه نهم مدرسه عترت تهران شکل گرفت؛ به گونه ای که برخی دانش آموزان به دلیل آنکه در درس هنر تجدیدی یا مردودی وجود نداشت، مطالعه و فعالیت در این درس را ضروری نمی دانستند و مشارکت آنان بیشتر به انجام حداقل تکالیف محدود شده بود. هدف پژوهش حاضر افزایش درک دانش آموزان از ارزش و ضرورت درس هنر، تقویت مشارکت فعال، بهبود کیفیت فعالیت های هنری و تبدیل نگرش «هنر به عنوان درس فرعی» به نگرش «هنر به عنوان بخشی از یادگیری و رشد فردی» بود. اقدام پژوهی با رویکرد کیفی و عملی انجام شد و برای جمع آوری شواهد از مشاهده نظام مند، بررسی نمونه کارهای هنری، بررسی تکالیف، مشاهده میزان آمادگی و مشارکت در کلاس، گفت وگوهای هدفمند، بررسی واکنش دانش آموزان هنگام ارائه و تحلیل یادداشت های تاملی استفاده شد و پرسشنامه به عنوان ابزار اصلی مورد استفاده قرار نگرفت. در شواهد اولیه، نشانه هایی از مشارکت پایین، انجام حداقلی فعالیت ها، کمبود آمادگی برای کلاس و ناتوانی بخشی از دانش آموزان در توضیح کاربرد و ضرورت هنر مشاهده شد. تحلیل این شواهد نشان داد که ریشه مسئله تنها «بی علاقگی به هنر» نیست، بلکه به برداشت محدود از کارکرد هنر، پیوند ضعیف فعالیت های کلاسی با زندگی واقعی، تاکید ناخودآگاه بر ارزش نمره ای در ذهن دانش آموزان و محدود بودن فرصت انتخاب، تجربه و ارائه مربوط می شود. بر اساس این تحلیل، راهکار ترکیبی شامل معنادارسازی درس هنر، دادن حق انتخاب، اجرای فعالیت های پروژه محور و مشارکتی، پیوند دادن هنر با زندگی روزمره و سایر حوزه های یادگیری، ایجاد نمایشگاه کلاسی، استفاده از بازخورد توصیفی، توجه به فرایند تولید اثر و تشکیل پوشه کار انتخاب شد. پس از اجرای تدریجی این اقدامات، شواهد ثانویه نشان داد که مشارکت، آمادگی، تکمیل فعالیت ها، توانایی توضیح ضرورت هنر و تلاش فراتر از حداقل تکلیف افزایش یافته است. مقایسه شواهد قبل و بعد نشان داد که میانگین شاخص های رفتاری از حدود ۳۵ درصد دانش آموزان در وضعیت اولیه به حدود ۸۳ درصد در وضعیت مطلوب رسیده است. نتیجه کلی آن بود که برای افزایش اهمیت درس هنر، حذف نگاه نمره محور به تنهایی کافی نیست؛ بلکه لازم است دانش آموز در فعالیت هنری تجربه، انتخاب، معنا، ارتباط با زندگی و فرصت دیده شدن داشته باشد.

نویسندگان

مریم صادقی

دبیر هنر متوسطه اول ؛ اداره آموزش و پرورش منطقه ۱۷ تهران