نقش آموزش و پرورش در کاهش آسیب های اجتماعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_2185
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
آسیب های اجتماعی به عنوان یکی از پیچیده ترین چالش های جوامع معاصر، پدیده ای چندوجهی است که ریشه در تعامل عوامل فردی، خانوادگی، اقتصادی و نهادی دارد. در این میان، نظام آموزش و پرورش به سبب جایگاه ساختاری خود در جامعه پذیری نسل های جدید، از ظرفیت منحصربه فردی برای شناسایی زودهنگام زمینه های آسیب پذیری، تقویت عوامل محافظتی و مداخله هدفمند برخوردار است. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و اسنادی و با مرور نظام مند ادبیات نظری و تجربی داخلی و بین المللی، به تحلیل نقش و سازوکارهای اثرگذاری آموزش و پرورش در کاهش آسیب های اجتماعی می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر این پیش فرض استوار است که مدرسه نه صرفا محل انتقال دانش، بلکه بستری برای شکل گیری سرمایه اجتماعی، هویت سازی اجتماعی و پرورش مهارت های زندگی است که می تواند به عنوان سپری درونی در برابر گرایش به رفتارهای پرخطر عمل کند. یافته های مرور نشان می دهد که آموزش و پرورش از طریق چهار سازوکار اصلی در کاهش آسیب های اجتماعی ایفای نقش می کند: نخست، آموزش مهارت های زندگی و توانمندسازی روانی-اجتماعی دانش آموزان؛ دوم، فرهنگ سازی و ترویج ارزش های اجتماعی از طریق برنامه های تربیتی و فوق برنامه ای؛ سوم، نظام مراقبت اجتماعی و غربالگری زودهنگام دانش آموزان در معرض خطر؛ و چهارم، تقویت پیوندهای اجتماعی و ایجاد حس تعلق به مدرسه به عنوان عامل بازدارنده در برابر بزهکاری. پژوهش ها همچنین حاکی از آن است که اثربخشی این سازوکارها به طراحی نظام مند، هماهنگی بین نهادی و بومی سازی متناسب با شرایط فرهنگی و اقتصادی مناطق مختلف بستگی دارد. در سطح نظری، یافته ها بر نقش میانجی گرانه آموزش در پیوند میان نابرابری اجتماعی و گرایش به خشونت و بزهکاری تاکید می کنند، به این معنا که آموزش با افزایش سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می تواند چرخه بازتولید نابرابری و آسیب را قطع کند. در سطح کاربردی، نتایج بر ضرورت تقویت زیرساخت های مشاوره ای مدارس، آموزش معلمان در حوزه پیشگیری، اجرای برنامه های غربالگری استاندارد و توسعه همکاری میان مدرسه، خانواده و نهادهای اجتماعی تاکید دارد. با این حال، مرور ادبیات نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مطالعات موجود بر توصیف وضعیت و ارائه راهکارهای تجویزی متمرکز بوده و پژوهش های طولی و کارآزمایی برای سنجش دقیق اثربخشی مداخلات مدرسه محور در کاهش آسیب های اجتماعی محدود است. در پایان، دلالت های نظری و کاربردی یافته ها برای سیاست گذاری آموزشی و پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده ارائه می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نیما رئیسی
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید مطهری زاهدان
مریم کرد
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان پردیس رسالت زاهدان
فاطمه رنجبریان
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان پردیس فاطمه الزهرا(س)
عارف سرکوری خواه
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایرانشهر