نقش استرس و رویدادهای زندگی در بروز دوره های شیدایی و افسردگی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_2068

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

اختلال دوقطبی یکی از شدیدترین اختلالات خلقی است که با نوسان بین دوره های شیدایی و افسردگی مشخص می شود. شناسایی عوامل محرک و تعدیل کننده این دوره ها از اهمیت بالایی در پیشگیری و مدیریت بیماری برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش استرس و رویدادهای زندگی در بروز دوره های شیدایی و افسردگی انجام شده است. این مطالعه با روش مروری-تحلیلی و با استناد به پژوهش های داخلی و خارجی منتشرشده در سال های اخیر انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که رویدادهای زندگی منفی به ویژه در نخستین دوره های افسردگی نقش محرک قوی تری دارند، در حالی که رویدادهای مثبت و هدف گرا و همچنین اختلال در ریتم های شبانه روزی، بیشتر با شروع دوره های شیدایی مرتبط هستند. استرس مزمن از طریق فعال سازی محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال، افزایش کورتیزول، تغییرات نوروترانسمیتری و التهاب سیستمیک، زمینه ساز آسیب پذیری عصبی و بروز اپیزودهای خلقی می شود. مدل های نظری از جمله دیاتز-استرس، حساسیت زدایی و آسیب پذیری-استرس تبیین می کنند که چگونه استرس در تعامل با آسیب پذیری ژنتیکی و شناختی، احتمال عود را افزایش می دهد. همچنین عواملی مانند حمایت اجتماعی، سبک های مقابله ای، شخصیت و مصرف مواد به عنوان میانجی یا تعدیل کننده عمل می کنند. نتایج حاکی از آن است که مداخلات مبتنی بر مدیریت استرس، آموزش تنظیم هیجان، تثبیت ریتم های شبانه روزی و درمان های دارویی می توانند در کاهش عود و بهبود پیش آگهی بیماران موثر باشند. در مجموع، درک دقیق تعامل استرس و رویدادهای زندگی با عوامل زیستی-روانی، برای طراحی راهبردهای پیشگیرانه و درمانی شخصی محور ضروری است.

نویسندگان

پارمیدا ابراهیم پور

دانشجو ترم آخر ارشد روانشناسی بالینی