بررسی رابطه بین استفاده از نرم افزارهای تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی برای پایش تمرکز دانش آموزان متوسطه و ابتدایی بر میزان فشار روانی و استرس ادراک شده توسط آنان در مدرسه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_2037

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

فناوری تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی، به عنوان ابزاری برای پایش خودکار تمرکز و وضعیت عاطفی دانش آموزان، به تدریج وارد کلاس های درس می شود. این فناوری، با وعده شناسایی زودهنگام دانش آموزان در معرض استرس و فراهم سازی مداخلات به موقع، به عنوان راهکاری برای بهبود سلامت روان و عملکرد تحصیلی معرفی شده است. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا خود این فناوری — که ذاتا نظارتی است — می تواند به افزایش فشار روانی و استرس ادراک شده دانش آموزان منجر شود. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین استفاده از نرم افزارهای تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی برای پایش تمرکز دانش آموزان متوسطه و ابتدایی بر میزان فشار روانی و استرس ادراک شده توسط آنان در مدرسه انجام شد. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تحلیل محتوای جهت دار و مرور نظام مند ادبیات پژوهشی بود که بر ۴۷ منبع علمی معتبر استوار گردید. یافته ها نشان داد که سیستم های تشخیص چهره و تحلیل احساسات، از دقت قابل توجهی در شناسایی حالات عاطفی و الگوهای استرس برخوردارند و می توانند به شناسایی زودهنگام دانش آموزان در معرض خطر کمک کنند . با این حال، یافته ها نشان داد که حضور این فناوری های نظارتی در کلاس، به سه مکانیزم اصلی بر افزایش فشار روانی و استرس ادراک شده دانش آموزان اثر می گذارد: (۱) اثر پان اپتیکون — احساس نظارت دائمی که به خودسانسوری و اضطراب منجر می شود، (۲) فرهنگ عملکردمحوری — احساس نیاز به «عملکرد عالی» برای جلوگیری از ثبت «عملکرد ضعیف» در سیستم، و (۳) فقدان شفافیت — عدم اطلاع دانش آموزان از نحوه جمع آوری، تحلیل، و استفاده از داده های چهره ای آنان . یافته های کلیدی نشان داد که دانش آموزان احساساتی مانند اضطراب، ترس، فشار، ناامنی، و کاهش اعتماد به نفس را تجربه می کنند که به تغییرات رفتاری مانند اجتناب از مشارکت فعال، تلاش برای «به نظر رسیدن عالی»، و کاهش تمایل به پرسیدن سوال منجر می شود . همچنین مشخص شد که این فناوری ها می توانند به «اثر سردکننده» منجر شوند که در آن دانش آموزان از بیان آزادانه نظرات، ابراز احساسات واقعی، و جستجوی کمک در مورد مسائل حساس خودداری می کنند . نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که هرگونه به کارگیری فناوری تشخیص چهره در مدارس، باید با رعایت اصول ضرورت، تناسب، شفافیت، و رضایت آگاهانه همراه باشد و ترجیحا به جای فناوری های نظارتی، از روش های کم مداخله تر برای پایش و حمایت از دانش آموزان استفاده شود. پیشنهادهای پژوهش بر ضرورت تدوین چارچوب های قانونی و اخلاقی شفاف، تضمین حق اعتراض و حذف داده ها، و انجام مطالعات میدانی در بستر مدارس ایران متمرکز است.

نویسندگان

معصومه غفاری

کارشناسی ارشد، مهندسی معماری

محمد جوانمردی

فوق دیپلم، صنایع چوب

حسن مرادی سیاسر

کارشناسی، علوم تربیتی

بلال کرد روپس

کارشناسی ارشد، علوم تربیتی گرایش مدیریت آموزشی