تحلیل تطبیقی میزان اثربخشی روش های تدریس سنتی با شیوه های مبتنی بر هوش مصنوعی در ارتقای خلاقیت و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان با استعداد های درخشان متوسطه و ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_2034
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
دانش آموزان با استعدادهای درخشان، سرمایه های انسانی هر جامعه ای هستند که پرورش خلاقیت و مهارت های حل مسئله در آنان، نه یک انتخاب آموزشی، بلکه یک ضرورت راهبردی است. روش های تدریس سنتی، به رغم مزایای بی شمار، اغلب بر انطباق، حافظه محوری، و پاسخ درست واحد تاکید می کنند و فضای محدودی برای پرورش خلاقیت و تفکر واگرا فراهم می سازند. در مقابل، شیوه های مبتنی بر هوش مصنوعی، با قابلیت های شخصی سازی، تعامل پویا، و تولید محتوای متنوع، افق های تازه ای برای پرورش خلاقیت گشوده اند. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی میزان اثربخشی روش های تدریس سنتی با شیوه های مبتنی بر هوش مصنوعی در ارتقای خلاقیت و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان با استعدادهای درخشان متوسطه و ابتدایی انجام شد. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تحلیل محتوای جهت دار و مرور نظام مند ادبیات پژوهشی بود که بر ۴۷ منبع علمی معتبر استوار گردید. یافته ها نشان داد که روش های سنتی در پرورش مهارت های پایه و انتقال دانش موثرند، اما در پرورش خلاقیت و تفکر واگرا محدودیت های جدی دارند. در مقابل، شیوه های مبتنی بر هوش مصنوعی، به ویژه در سه حوزه اثربخشی قابل توجهی نشان داده اند: (۱) شخصی سازی مسیر یادگیری بر اساس سطح و سبک یادگیرنده، (۲) فراهم سازی محیط امن برای کاوش و آزمایش، و (۳) تولید محتوای متنوع و چالش برانگیز. یافته های کلیدی نشان داد که مدل های ترکیبی — که در آن ها، هوش مصنوعی به عنوان ابزار کمکی و معلم به عنوان تسهیل گر و حامی عاطفی ایفای نقش می کند — اثربخشی بیشتری نسبت به هر یک از دو رویکرد به تنهایی دارند. همچنین مشخص شد که اثربخشی این شیوه ها، به عوامل متعددی از جمله آموزش معلمان، طراحی آموزشی مناسب، و حفظ حلقه انسانی وابسته است. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که رویکرد منطقی، نه جایگزینی کامل سنت با فناوری و نه انکار پتانسیل فناوری، بلکه حرکت به سمت اکوسیستم یادگیری ترکیبی است که در آن، هر دو رویکرد، در جایگاه مناسب خود ایفای نقش می کنند. پیشنهادهای پژوهش بر ضرورت طراحی مدل های بومی، آموزش معلمان، و سنجش مستمر پیامدهای شناختی و عاطفی متمرکز است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیده تینا طوفالی
کارشناسی ارشد، مدیریت بازرگانی
سیده سمیه طوفالی
کارشناسی ارشد، حسابداری
محمد مهدی عربی مقدم
کارشناسی، آموزش ابتدایی
رضا مشهدی مقدم
کارشناسی ارشد، تکنولوژی آموزشی