بررسی دیدگاه معلمان مقطع متوسطه و ابتدایی نسبت به جایگزینی هوش مصنوعی در فرآیند تدریس و تاثیر آن بر کاهش فرسودگی شغلی و افزایش کیفیت تعاملات عاطفی با دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_2032

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

فرسودگی شغلی معلمان، یکی از بحرانی ترین چالش های نظام های آموزشی معاصر است که نه تنها بر سلامت روان معلمان، بلکه بر کیفیت یادگیری دانش آموزان و پایداری نظام آموزشی تاثیر می گذارد. در سال های اخیر، ورود هوش مصنوعی به فرآیند تدریس، به عنوان راهکاری برای کاهش بار کاری معلمان و آزادسازی زمان آنان برای تعاملات کیفی تر با دانش آموزان مطرح شده است. این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه معلمان مقطع متوسطه و ابتدایی نسبت به جایگزینی هوش مصنوعی در فرآیند تدریس و تاثیر آن بر کاهش فرسودگی شغلی و افزایش کیفیت تعاملات عاطفی با دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تحلیل محتوای جهت دار و مرور نظام مند ادبیات پژوهشی بود که بر ۴۷ منبع علمی معتبر استوار گردید. یافته ها نشان داد که دیدگاه معلمان نسبت به هوش مصنوعی، طیفی از خوش بینی محتاطانه تا نگرانی عمیق را در بر می گیرد. معلمان به طور کلی هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری برای کاهش بار کاری اداری و تکراری — از جمله تصحیح برگه های امتحانی، تولید محتوا، و ثبت نمرات — مثبت ارزیابی می کنند. این کاهش بار، به طور بالقوه می تواند به کاهش فرسودگی شغلی و آزادسازی زمان برای تعاملات عاطفی با دانش آموزان منجر شود. با این حال، یافته ها نشان داد که معلمان نگرانی های جدی نیز دارند: خطر جایگزینی رابطه انسانی با تعامل ماشینی، کاهش نقش تربیتی معلم، وابستگی شناختی دانش آموزان، و مسائل مربوط به حریم خصوصی داده ها. یافته های کلیدی نشان داد که اثربخشی هوش مصنوعی در کاهش فرسودگی شغلی، به نوع کاربرد آن وابسته است: اگر هوش مصنوعی وظایف تکراری را بر عهده بگیرد و معلم را برای تعاملات انسانی آزاد کند، می تواند به کاهش فرسودگی کمک کند؛ اما اگر به عنوان جایگزین معلم به کار رود، می تواند به تشدید فرسودگی و تضعیف تعاملات عاطفی منجر شود. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که رویکرد منطقی، حرکت به سمت مدل های ترکیبی انسان-ماشین است که در آن، هوش مصنوعی به عنوان «دستیار معلم» و نه «جایگزین معلم» عمل می کند. پیشنهادهای پژوهش بر ضرورت آموزش معلمان، طراحی مدل های بومی، حفظ حلقه انسانی، و سنجش مستمر پیامدهای عاطفی و شغلی متمرکز است.

نویسندگان

معصومه غفاری

کارشناسی ارشد، مهندسی معماری

محمد جوانمردی

فوق دیپلم، صنایع چوب

حسن مرادی سیاسر

کارشناسی، علوم تربیتی

مینا داشاب

کارشناسی، مترجمی زبان انگلیسی