اهمیت کشف و پرورش استعداد های دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1974

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

پرورش استعدادهای دانش آموزان یکی از بنیادی ترین وظایف نظام های آموزشی معاصر است که پیوندی ناگسستنی با توسعه سرمایه انسانی، عدالت آموزشی و پیشرفت پایدار جوامع دارد. با این حال، شواهد پژوهشی نشان می دهد که بسیاری از نظام های آموزشی، از جمله نظام آموزشی ایران، در تشخیص دقیق، به موقع و منصفانه استعدادهای دانش آموزان با چالش های ساختاری و مفهومی عمیقی روبه رو هستند . این چالش ها ریشه در ابهام در تعریف استعداد، غلبه رویکرد آزمون محور و کم توجهی به ماهیت چندبعدی و تحولی استعداد دارند . پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و اسنادی به تحلیل مبانی نظری و یافته های تجربی در حوزه شناسایی و پرورش استعداد می پردازد. یافته های مروری نشان می دهد که استعداد نه یک صفت ثابت و ذاتی، بلکه برآیندی از تعامل توانمندی های زیستی-شناختی با عوامل محیطی، آموزشی و فرهنگی است . مدل های نظری معاصر، از جمله مدل مگا-توسعه استعداد، بر ماهیت تحولی و قابلیت پرورش استعداد در طول زمان تاکید می کنند و نقش عوامل روانی-اجتماعی مانند انگیزش، تاب آوری و ریسک پذیری راهبردی را در حرکت از توانمندی بالقوه به تعالی برجسته می سازند . تحلیل تطبیقی نظام های موفق، به ویژه الگوی شهرستان فیرفکس در ایالات متحده، نشان می دهد که شناسایی جامع و فراگیر دانش آموزان، ادغام برنامه های استعدادپروری در برنامه درسی رسمی، به کارگیری معلمان دارای گواهی تخصصی و اتخاذ رویکردهای حامی عدالت آموزشی از جمله الگوهای موثر در این زمینه هستند . در مقابل، نظام آموزشی ایران با اتکای بیش ازحد بر آزمون های استاندارد، فقدان سامانه های شناسایی چندوجهی و کمبود فرصت های یادگیری چالشی و غنی سازی شده در مدارس عادی مواجه است . بررسی نقش معلمان به عنوان اصلی ترین عامل ارتباطی با دانش آموزان نشان می دهد که توانمندسازی حرفه ای آنان در زمینه روش های تشخیص مشاهده محور، طراحی فعالیت های تفکیک شده و ایجاد محیط های یادگیری حمایتی، شرطی ضروری برای تحقق پرورش استعداد محسوب می شود . در سطح اجتماعی، هم افزایی سه نهاد خانواده، مدرسه و جامعه به عنوان بستر اصلی شکوفاسازی استعداد شناسایی شده است . این پژوهش نتیجه می گیرد که حرکت از الگوی آموزش انبوه و یک اندازه به سوی نظامی که تفاوت های فردی را به رسمیت می شناسد و برای هر دانش آموز مسیری متناسب با ظرفیت هایش فراهم می کند، ضرورتی راهبردی است. تحقق این هدف مستلزم بازنگری در سیاست های شناسایی استعداد، سرمایه گذاری بر توسعه حرفه ای معلمان، انعطاف پذیری برنامه درسی و تقویت پیوند خانه، مدرسه و اجتماع است.

نویسندگان

مریم زارع

کارشناسی امور تربیتی، دانشگاه فرهنگیان پردیس رسالت زاهدان

رضیه رئیسی

کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان

مریم سپاهی

کارشناسی تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان پردیس باهنر فارس

زهرا شرافتی مقدم

کارشناسی ارشد مهندسی معماری، دانشگاه یزد