چگونه توانستم به کمک تکنیک های خلاقیت و روش های نوین آموزشی تلفیقی، وضعیت درس ادبیات فارسی دانش آموزان پایه نهم دبیرستان عذرا غفاری نیا را بهبود ببخشم؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1970
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
درس ادبیات فارسی در دوره اول متوسطه، علاوه بر انتقال دانش زبانی و ادبی، زمینه ای مهم برای پرورش توانایی خواندن، درک و تفسیر متن، گسترش گنجینه واژگان، تقویت قدرت بیان، پرورش تخیل و شکل گیری نگرش مثبت نسبت به زبان و فرهنگ فارسی فراهم می کند. با این حال، در جریان تدریس درس ادبیات فارسی در پایه نهم دبیرستان دخترانه عذرا غفاری نیا مشاهده کردم که بخشی از دانش آموزان در فعالیت های کلاسی مشارکت محدودی دارند، در تحلیل اشعار و متون ادبی بیشتر به بازگویی محفوظات اکتفا می کنند، در نگارش پاسخ های تشریحی و خلاقانه با دشواری مواجه اند و میان مفاهیم ادبی کتاب و تجربه های واقعی زندگی خود ارتباط روشنی برقرار نمی کنند. این وضعیت موجب شد مسئله اصلی اقدام پژوهی را بهبود وضعیت یادگیری و مشارکت دانش آموزان در درس ادبیات فارسی از طریق استفاده ترکیبی از تکنیک های خلاقیت و روش های نوین آموزشی قرار دهم. این اقدام پژوهی با مشارکت ۱۲۰ دانش آموز دختر چهار کلاس نهم انجام شد و برای گردآوری اطلاعات از مشاهده نظام مند، بررسی تکالیف و نمونه کارها، تحلیل پاسخ های کلاسی، ارزشیابی عملکردی، گفت وگوهای هدفمند با دانش آموزان و تبادل نظر با مدیر و همکاران استفاده شد. در تحلیل اطلاعات، شاخص هایی مانند مشارکت فعال، کیفیت درک و تحلیل متن، نگارش، انجام تکالیف، کاربرد واژگان و توانایی تولید پاسخ های خلاقانه مورد توجه قرار گرفت. هیچ پرسشنامه ای به عنوان ابزار اصلی پژوهش به کار گرفته نشد. پس از تحلیل شواهد اولیه، راهکار تلفیقی شامل یادگیری مشارکتی، بارش فکری، ایفای نقش و نمایش کوتاه ادبی، بازآفرینی و بازنویسی متن، تدریس همتا به همتا، پرسش های واگرا، فعالیت های گروهی مبتنی بر متن، تکالیف خلاق، استفاده محدود و هدفمند از رسانه های آموزشی و بازخورد توصیفی انتخاب و طی چند مرحله اجرا شد. در طول اجرا، فعالیت ها متناسب با واکنش دانش آموزان اصلاح شد و برای جلوگیری از غلبه دانش آموزان فعال بر سایر اعضا، نقش های گروهی به صورت چرخشی توزیع گردید. شواهد شماره ۲ نشان داد که پس از اجرای مداخله، مشارکت دانش آموزان افزایش یافت، کیفیت تحلیل متون و اشعار بهبود پیدا کرد، پاسخ های نوشتاری از حالت کوتاه و حافظه محور فاصله گرفت و کیفیت تکالیف خلاقانه ارتقا یافت. مقایسه شاخص های قبل و بعد نشان داد که استفاده هدفمند از روش های خلاقانه، زمانی اثربخش تر است که با اهداف واقعی درس، ارزشیابی مستمر و نیازهای دانش آموزان پیوند داشته باشد. نتیجه کلی اقدام پژوهی نشان داد که مشکل یادگیری ادبیات فارسی صرفا به دشواری محتوای درسی مربوط نیست، بلکه نوع ارائه محتوا، میزان فرصت برای تجربه و تولید، کیفیت بازخورد و میزان مشارکت دانش آموز در فرایند یادگیری نیز در شکل گیری این وضعیت نقش دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اعظم شکری
دبیر مقطع دبیرستان دوره ی اول ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان تهران منطقه ۱۵