چگونه توانستم مشکل خوانش، هجی کردن و درک مفاهیم ابیات و جمله ها و عبارت های متن های کتاب فارسی را در چهار دانش آموز پایه هشتم(۱) بهبود بخشم؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1969
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
یکی از مسائل مهمی که در فرایند تدریس درس فارسی پایه هشتم با آن مواجه شدم، ضعف محسوس چهار دانش آموز کلاس هشتم(۱) در خواندن صحیح و روان، هجی کردن، تشخیص برخی اجزای واژه، ارتباط دادن شکل نوشتاری و صورت آوایی کلمات و درک مفاهیم جمله ها، عبارت ها و ابیات کتاب فارسی بود. این مسئله در فعالیت های شفاهی و نوشتاری کلاس به شکل مکث های طولانی، جابه جایی یا حذف برخی صداها و واژه ها، خطا در خواندن کلمات، دشواری در بیان معنای جمله، اشتباه های املایی، اجتناب از بلندخوانی و کاهش مشارکت در فعالیت های خواندنی مشاهده می شد. ادامه این وضعیت می توانست نه تنها یادگیری مستقیم درس فارسی، بلکه اعتمادبه نفس تحصیلی، مشارکت کلاسی و دسترسی دانش آموزان به محتوای سایر درس های مبتنی بر متن را نیز تحت تاثیر قرار دهد.در این اقدام پژوهی، تلاش کردم ابتدا مسئله را از طریق مشاهده نظام مند، بررسی تکالیف، مقایسه نمونه کارهای نوشتاری، تحلیل عملکرد خواندن، بررسی خطاهای املایی، گفت وگوی هدفمند با دانش آموزان و تبادل نظر با همکاران و خانواده ها شناسایی و تحلیل کنم. بررسی اولیه نشان داد که ضعف موردنظر یک علت واحد ندارد و لازم است مجموعه ای از عوامل آموزشی، زبانی، شناختی و هیجانی با احتیاط در نظر گرفته شود. در این میان، ضعف در پیوند شکل و صدای واژه، دشواری در تجزیه و ترکیب صداها، محدودیت دامنه واژگان فعال، کاهش تمرکز، ترس از خطا و اعتمادبه نفس پایین از عوامل قابل مداخله تر بودند. در مقابل، فرضیه هایی مانند عوامل ژنتیکی یا آسیب های عصبی بدون ارزیابی تخصصی قابل تایید نبودند.بر این اساس، راه حل نهایی به صورت یک بسته تلفیقی از آموزش چندحسی، تمرین آگاهی واجی و تجزیه واژه، خواندن هدایت شده، همخوانی و خوانش الگویی، آموزش متقابل، فعالیت های واژگانی و مفهومی، بازخورد فوری و غیرتنبیهی، تمرین های کوتاه و تکرارشونده، استفاده محدود و هدفمند از رسانه آموزشی و مشارکت خانواده طراحی و اجرا شد.پس از اجرای تدریجی راهکارها و پایش مستمر، در الگوی داده ای این اقدام پژوهی، تعداد خطاهای خواندن، میزان مکث و وابستگی به کمک معلم کاهش یافت و کیفیت درک مفاهیم و مشارکت شفاهی افزایش پیدا کرد. مهم تر از بهبود عملکرد فنی، تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به خواندن نیز مشاهده شد؛ به گونه ای که فرصت تمرین بیشتر، بازخورد حمایتی و تجربه موفقیت، زمینه مشارکت فعال تر آنان را فراهم کرد. نتیجه کلی اقدام پژوهی نشان داد که برای دانش آموزانی با ضعف خوانش و درک متن، ترکیب مداخله های آموزشی کوتاه مدت، هدفمند و چندبعدی، همراه با پرهیز از برچسب زنی و مقایسه تحقیرآمیز، می تواند مسیر یادگیری را تسهیل کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اعظم شکری
دبیر مقطع دبیرستان دوره ی اول ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان تهران منطقه ۱۵