بررسی تاثیر هوش مصنوعی مولد بر پرورش تفکر واگرا و خلاقیت دانش آموزان ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1961
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
هوش مصنوعی مولد به عنوان یکی از فناوری های نوظهور در حوزه آموزش، ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد تحول در شیوه های یاددهی و یادگیری و فراهم کردن فرصت های جدید برای پرورش توانایی های شناختی و خلاقانه دانش آموزان دارد. دوره ابتدایی یکی از مهم ترین مراحل رشد شناختی و شکل گیری نگرش ها، مهارت های فکری و توانایی های خلاقانه دانش آموزان است و توجه به پرورش خلاقیت در این دوره می تواند زمینه ساز رشد توانایی حل مسئله و سازگاری با موقعیت های جدید در سال های آینده باشد. در این میان، تفکر واگرا به عنوان یکی از مولفه های اساسی تفکر خلاق، به توانایی فرد در تولید ایده ها، پاسخ ها و راه حل های متعدد و متفاوت برای یک مسئله اشاره دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش مصنوعی مولد بر پرورش تفکر واگرا و خلاقیت دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. در این پژوهش، ظرفیت های هوش مصنوعی مولد در زمینه هایی همچون تولید ایده، داستان پردازی، طرح پرسش های خلاقانه، ارائه راه حل های متنوع، ایجاد موقعیت های یادگیری باز و تقویت مشارکت شناختی دانش آموزان مورد توجه قرار گرفته است. بررسی مطالعات و مبانی نظری نشان می دهد که استفاده هدفمند از هوش مصنوعی مولد می تواند با ایجاد موقعیت های متنوع برای ایده پردازی، مقایسه پاسخ ها، اصلاح ایده ها و بررسی راه حل های گوناگون، زمینه مناسبی برای تقویت تفکر واگرا و خلاقیت دانش آموزان فراهم کند. همچنین، این فناوری می تواند به معلم کمک کند تا فعالیت های یادگیری متنوع تر و متناسب تری طراحی کرده و دانش آموزان را با مسائل و موقعیت هایی مواجه سازد که بیش از یک پاسخ یا راه حل دارند.با وجود این ظرفیت ها، تاثیر هوش مصنوعی مولد بر خلاقیت دانش آموزان به نحوه استفاده از آن وابسته است. چنانچه دانش آموز صرفا پاسخ آماده دریافت کند و بدون تفکر، بررسی و اصلاح از آن استفاده نماید، ممکن است فرصت تجربه، آزمون وخطا و تولید مستقل ایده کاهش یابد. در مقابل، زمانی که هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای تحریک ذهن، گسترش ایده ها، طرح پرسش و ایجاد چالش های فکری مورد استفاده قرار گیرد، می تواند نقش مکمل و تقویت کننده ای در فرایند یادگیری داشته باشد. در این زمینه، نقش معلم همچنان اساسی است؛ زیرا معلم می تواند با طراحی فعالیت های مناسب، طرح پرسش های باز، درخواست ارائه چند راه حل، مقایسه پاسخ های تولیدشده و تشویق دانش آموز به نقد و اصلاح ایده ها، استفاده از هوش مصنوعی را در مسیر رشد تفکر خلاق هدایت کند. بنابراین، هوش مصنوعی مولد نباید جایگزین تفکر و خلاقیت دانش آموز شود، بلکه باید به عنوان ابزاری برای تحریک و گسترش توانایی های ذهنی او مورد استفاده قرار گیرد. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که استفاده آگاهانه، هدفمند و متناسب با سن دانش آموزان از هوش مصنوعی مولد، در کنار هدایت و نظارت معلم، ظرفیت آن را دارد که به تقویت تفکر واگرا، افزایش تنوع ایده ها، توسعه مهارت حل مسئله و پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اسماعیل میر
دانشجو،کارشناسی آموزش ابتدایی