طراحی الگوی تدریس ادبیات فارسی با هوش مصنوعی برای پرورش تخیل جامعه شناختی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1930

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

تخیل جامعه شناختی، توانایی درک پیوند میان تجربه های شخصی و ساختارهای اجتماعی گسترده تر است که به عنوان یکی از مهارت های اساسی تفکر انتقادی در قرن بیست ویکم شناخته می شود. در نظام آموزشی ایران، درس ادبیات فارسی به دلیل ماهیت روایی، فرهنگی و هویتی خود، ظرفیت بی بدیلی برای پرورش این مهارت دارد، اما شیوه های سنتی تدریس، از این ظرفیت به درستی بهره نمی گیرند. همزمان، گسترش ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، افق های تازه ای را برای بازطراحی فرایندهای یادگیری گشوده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی برای تدریس ادبیات فارسی با بهره گیری از قابلیت های هوش مصنوعی، به منظور پرورش تخیل جامعه شناختی در دانش آموزان متوسطه اول، انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل اسنادی و طراحی الگو بود که در آن، ابتدا با تحلیل محتوای اسناد بالادستی (سند تحول بنیادین، برنامه درسی ملی و راهنمای برنامه درسی ادبیات فارسی) و متون علمی داخلی و خارجی، مولفه های تخیل جامعه شناختی استخراج گردید و سپس با انجام ۲۲ مصاحبه نیمه ساختاریافته با دبیران ادبیات فارسی، متخصصان برنامه درسی و کارشناسان فناوری آموزشی، قابلیت های هوش مصنوعی برای پرورش این مولفه ها شناسایی و الگوی پیشنهادی تدوین شد. یافته ها نشان می دهد که تخیل جامعه شناختی در چهار مولفه اصلی «پیوند دهی تجربه شخصی به ساختار اجتماعی»، «نقد آگاهانه واقعیت اجتماعی»، «تفکر تحلیلی-تفسیری» و «توانمندسازی برای کنش اجتماعی» قابل تعریف است و درس ادبیات فارسی متوسطه اول، به ویژه به دلیل انتخاب متون روایی و شاعرانه ای که مضامین اجتماعی و فرهنگی در آن ها برجسته است، بستر مناسبی برای پرورش این مولفه ها فراهم می آورد. از سوی دیگر، تحلیل داده ها نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند در قالب پنج کارکرد اصلی به پرورش تخیل جامعه شناختی کمک کند: «شخصی سازی متون و تمرین ها بر اساس بافت زندگی دانش آموزان»، «تولید پرسش های تاملی و چالش برانگیز درباره مضامین اجتماعی متون»، «شبیه سازی موقعیت های اجتماعی و نقش آفرینی روایی»، «ایجاد فضای گفت وگوی انتقادی و بازخورد تاملی» و «تسهیل پروژه های نوشتاری خلاقانه با رویکرد اجتماعی». در ادامه، الگوی تدریس پیشنهادی در قالب یک چرخه پنج مرحله ای طراحی شد که شامل «مواجهه با متن و برانگیختن کنجکاوی»، «کشف لایه های اجتماعی متن با کمک هوش مصنوعی»، «پیوند دهی به تجربه زیسته دانش آموز»، «نقد و بازاندیشی جمعی» و «خلق روایت جدید با رویکرد اجتماعی» می شود. این چرخه، بر اساس اصول سازنده گرایی اجتماعی، یادگیری تجربی و تربیت انتقادی طراحی شده و در آن، هوش مصنوعی به عنوان «هم اندیش» و «تسهیل گر» در کنار معلم و دانش آموز ایفای نقش می کند، نه به عنوان جایگزین آن ها. مقاله در نهایت به این نتیجه کلیدی دست می یابد که پرورش تخیل جامعه شناختی از طریق ادبیات، نیازمند بازتعریف نقش معلم از «مفسر متن» به «تسهیل گر گفت وگوی اجتماعی» و بازتعریف نقش دانش آموز از «خواننده منفعل» به «تحلیل گر کنش گر» است و هوش مصنوعی، در صورتی که به صورت هدفمند و انتقادی به کار گرفته شود، می تواند این بازتعریف را تسهیل و تسریع کند. پیشنهادهای پژوهش در سه سطح سیاست گذاری برنامه درسی، تربیت معلم و اقدامات عملیاتی کلاسی، و نیز پیشنهادهای پژوهشی برای مطالعات آتی، در انتهای مقاله ارائه شده است.

نویسندگان

فرزانه بهدادفر

کارشناسی ارشد جامعه شناسی