بررسی رابطه سبک های فرزندپروری با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1705

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های فرزندپروری با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان انجام شده است. خودکارآمدی تحصیلی به عنوان باور فرد به توانایی های خود برای سازمان دهی و اجرای موفقیت آمیز اعمال لازم برای دستیابی به اهداف تحصیلی، یکی از مهم ترین پیش بینی کننده های انگیزش، تلاش، پایداری، انتخاب رشته و عملکرد تحصیلی دانش آموزان است. بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی بندورا، خودکارآمدی از چهار منبع اصلی تغذیه می کند: تجارب موفقیت آمیز، مشاهده الگوهای موفق، ترغیب کلامی و حالات فیزیولوژیک و هیجانی. خانواده به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد جامعه پذیری، از طریق سبک های فرزندپروری خود، تاثیر عمیق و ماندگاری بر شکل گیری و تحول این منابع، به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی، ایفا می کند. سبک های فرزندپروری که بر اساس مدل بامریند به سه سبک اصلی «مقتدرانه» (کنترل بالا و حمایت عاطفی بالا)، «مستبدانه» (کنترل بالا و حمایت عاطفی پایین) و «آسان گیرانه» (کنترل پایین و حمایت عاطفی بالا) تقسیم می شوند، هر یک پیامدهای متفاوتی برای رشد شناختی، انگیزشی و هیجانی فرزندان به همراه دارند. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی، تجارب زیسته ۱۸ دانش آموز (از پایه های هشتم تا یازدهم) و ۱۲ والدین از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش توصیفی-همبستگی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، ۴۸۰ دانش آموز (۲۴۰ دختر و ۲۴۰ پسر) از مدارس متوسطه اول و دوم شهرهای تهران و کرج با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با پرسشنامه های استاندارد مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (۱۹۹۱) با ۳۰ گویه در سه سبک مقتدرانه، مستبدانه و آسان گیرانه، و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (۱۹۹۹) با ۳۰ گویه در سه مولفه خودکارآمدی عمومی تحصیلی، خودکارآمدی در تکالیف خاص و خودکارآمدی خودتنظیمی بود. روایی ابزارها با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ (سبک های فرزندپروری: ۸۸/۰، خودکارآمدی تحصیلی: ۹۱/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و مدل سازی معادلات ساختاری در بخش کمی انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل «حمایت و کنترل متعادل: بهترین هدیه والدین»، «کنترل افراطی: خفه کردن خودباوری»، «آزادی بی مرز: رها شدن در باتلاق»، «نقش الگوسازی والدین» و «چرخه تایید و تشویق» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که سبک فرزندپروری مقتدرانه با خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار (۵۴/۰=β، ۰۰۱/۰>p) و سبک مستبدانه با خودکارآمدی تحصیلی رابطه منفی و معنادار (۳۸/۰-=β، ۰۰۱/۰>p) دارد. سبک آسان گیرانه نیز رابطه منفی اما ضعیف تری با خودکارآمدی تحصیلی نشان داد (۲۲/۰-=β). تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که سبک های فرزندپروری روی هم رفته ۳۸ درصد از واریانس خودکارآمدی تحصیلی را تبیین می کنند و سبک مقتدرانه قوی ترین پیش بینی کننده مثبت است. تحلیل مسیرها نشان داد که حمایت خودمختاری و ترغیب کلامی، نقش میانجی در رابطه میان سبک فرزندپروری مقتدرانه و خودکارآمدی تحصیلی ایفا می کنند. این پژوهش یک مدل مفهومی برای تبیین سازوکارهای تاثیر سبک های فرزندپروری بر خودکارآمدی تحصیلی ارائه می دهد و پیشنهاد می کند که برنامه های آموزش والدین با محوریت سبک مقتدرانه در مدارس و مراکز مشاوره اجرا شود.

نویسندگان

محمد مهدی بساطی

دانشجوی کارشناسی رشته مشاوره و راهنمایی

علیرضا داوری

دانشجوی کارشناسی رشته علوم تجربی