مطالعات تطبیقی در تفسیر قرآن، به ویژه در بررسی آرای مفسران مذاهب اسلامی، ظرفیتی ممتاز برای شناخت روش ها و نقد مبانی تفسیری فراهم می آورد. در میان مفسران برجسته اهل سنت، محمد بن جریر طبری و محمد بن احمد قرطبی، به دلیل تاثیرگذاری علمی، جایگاهی ویژه دارند. یکی از مباحث قابل تامل در آثار این دو، مسئله برتری
حضرت مریم (س) بر حضرت فاطمه زهرا (س) است؛ دیدگاهی که با نظر مشهور بسیاری از عالمان اهل سنت مبنی بر برتری حضرت فاطمه (س) همسویی ندارد. در تفسیر قرطبی، این مسئله ابعاد گسترده تری می یابد، زیرا وی افزون بر پذیرش برتری حضرت مریم، از امکان نبوت ایشان نیز دفاع می کند.پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی انتقادی، مبانی و مستندات طبری و قرطبی را با تکیه بر منابع تفسیری، حدیثی، رجالی و کلامی اهل سنت و بر پایه مبانی درون گفتمانی این مکتب بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که دیدگاه طبری و قرطبی درباره برتری حضرت مریم (س)، از پشتوانه ای همسو با مبانی مشهور
تراث اهل سنت برخوردار نیست و ادله قرآنی و روایی مورد استناد آنان، از حیث دلالت، سند و سازگاری با مجموعه نصوص، قابل مناقشه است. همچنین، ادعای نبوت
حضرت مریم (س) در تفسیر قرطبی با موانع جدی در مبانی کلامی و تفسیری بخش مهمی از عالمان اهل سنت مواجه است. بر این اساس، پژوهش حاضر اثبات می کند که نقد دیدگاه مزبور، بدون استناد به مبانی برون مذهبی و صرفا با بهره گیری از قواعد و منابع پذیرفته شده در سنت تفسیری اهل سنت، امری ممکن و موجه است.