در این مقاله به بررسی شباهت های دو قصیده در دیوان
خاقانی با یکدیگر می پردازیم، یک قصیده به فارسی، در مدح اصفهان، به مطلع «نکهت حوراست یا هوای صفاهان...» (زین پس: صفاهانیه)، و قصیده دیگر به عربی، در مدح
بغداد و خطاب به المستضیء بامر الله، خلیفه عباسی، به مطلع «امشرب الخضر ماء بغداذا...» (زین پس: بغدادیه). چنانکه بیان خواهیم کرد، هر دو قصیده بر پایه یک طرح واحد ازپیش ساخته سروده شده است، به نحوی که در یک بحر عروضی سروده شده، الگوی قافیه و ردیف همسانی دارد، و سیاق سخن، تعابیر و حتی برخی بازی های لفظی در هر دو قصیده همانندی های بسیاری دارد، تاحدی که آن را نمی توان تصادفی انگاشت. ازاین رو ما
بغدادیه و
صفاهانیه را دو «قصیده خواهر» می نامیم. مقایسه مضامین و تعابیر این دو قصیده اطلاعات جالبی درباره سبک شعر خاقانی، هم در اشعار فارسی و هم در عربیاتش، و همچنین تحول سبک او به ما می دهد، و حتی می تواند در حل مشکلات برخی ابیات فارسی و
عربی دیگر مفید باشد. ما با استفاده از قراینی در ابیات
صفاهانیه و بغدادیه، و نیز مقایسه سبک شناختی دو قصیده، پیشنهاد می کنیم که
خاقانی نخست
صفاهانیه را اندکی پس از سیسالگی خود و در سال ۵۵۶ ق.، یعنی حدود یک سال پس از سفر حج دوم خود در ۵۵۴ ق. سروده است. سپس در دوران کهولت خود، و در فاصله ۵۶۶-۵۷۱ ق. و پیش از سفر سوم حج در ۵۷۱ ق. (یعنی حدودا بین ۱۰ تا ۱۵ سال پس از سرودن صفاهانیه)،
بغدادیه را بر گرته
صفاهانیه ساخته و همان الگوی آزموده شده در
صفاهانیه را به صورتی گزیده تر، در قصیده ای دومطلعی به کار برده است. ما افزون بر این مباحث در مقاله حاضر، ضمن تصحیح برخی اغلاط در ضبط چاپ های موجود از ابیات بغدادیه، به معرفی نسخه ای از دیوان
خاقانی نیز می پردازیم که به رغم تاریخ استنساخ متاخر آن (۱۰۳۸ ق.)، در قسمت عربیات، ضبط های بسیار خوب و قابل توجهی دارد (یعنی نسخه شماره ۹۷۸ کتابخانه مجلس شورای اسلامی) و برخی حواشی آن هم حاوی توضیحات مهمی در باب ابیات است. به نظر می رسد که نسخه مذکور یا نسخه ای هم تبار با آن، در چاپ علی عبدالرسولی از دیوان برای تصحیح عربیات موردرجوع قرار گرفته است، زیرا ضبط عربیات در چاپ عبدالرسولی در مواردی به شکلی قابل توجه منطبق است بر این نسخه. این نسخه در کنار نسخه های کهن (خاصه نسخه های هم تبار شماره ۴۳۹ لالااسماعیل، نسخه پرینستون، و نسخه ۹۷۶ مجلس) می تواند در تصحیح مجدد ابیات
عربی خاقانی بسیار مفید باشد. نهایتا مقاله حاضر بر ضرورت تصحیح مجدد اشعار
عربی خاقانی، و توجه به سروده های
عربی او در پژوهش های
خاقانی شناسی تاکید می کند.