سه گانه خردم کن، کشفم کن و شعله ورم کن نوشته طاهره مافی از پرطرفدارترین رمان های ادبیات داستانی نوجوان معاصر است. پژوهش حاضر بر آن است که با رویکرد تحلیل
گفتمان قدرت میشل
فوکو به بررسی چگونگی بازتاب
گفتمان قدرت و
مقاومت در این رمان های علمی تخیلی بپردازد. نویسندگان این مقاله تلاش می کنند چگونگی اعمال
قدرت حاکمیت بنیاد و انضباطی و روش های
مقاومت شخصیت اصلی در برابر سلطه را در این سه گانه ادبی تحلیل کنند. تحقیق حاضر با بهره گیری از روش پژوهش توصیفی تحلیلی، درپی پاسخ به این پرسش ها برآمده است: چگونه سازوکارهای
قدرت حاکمیت بنیاد و
قدرت انضباطی در گفتمان پادآرمان شهری «سازمان احیا»، هویت جولیت را به مثابه یک «هیولا» تولید و تثبیت می کند؟ و چگونه گفتمان
مقاومت در نقطه امگا و کنش های مقاومتی روزمره جولیت، نظام قدرت/ دانش سازمان احیا را بی ثبات کرده و امکان بازسازی هویت او را از «هیولای» طردشده به سوژه ای دارای عاملیت فراهم می کند؟ این جستار نمایانگر آن است که سازمان احیا از طریق ترکیب
قدرت حاکمیت بنیاد و قدرت انضباطی، با بهره گیری از خشونت، تهدید به مرگ، نظارت، انزوا و سازوکارهای معرفتی، بدن و هویت جولیت را به مثابه انحرافی خطرناک صورت بندی می کند. اما گفتمان
مقاومت در نقطه امگا با بازتعریف دانش، پذیرش تفاوت و زدودن برچسب «هیولایی»، بنیان معرفتی سازمان احیا را متزلزل می سازد و امکان بازسازی هویت جولیت را فراهم می کند. آگاهی تدریجی او از سازوکارهای سلطه، همراه با تمرین کنترل آگاهانه توانایی هایش، نوشتن، یادآوری و پیوندهای عاطفی، کنش های مقاومتی روزمره ای می سازند که سلطه معرفتی و انضباطی را از درون فرو می پاشند.