تقابل های دو جزئی اساسی ترین مفهوم در نشانه شناسی ساختارگراست که معنای متن را ثابت و فرایند تولید معناهای دیگر را متوقف می کنند. در این مقاله، با روش تحلیلی توصیفی و با توجه به نشانه شناسی پساساختارگرا،
تقابل های دوجزئی در رمان
کنترل سرنوشت نوشته بهاره سلمان به منظور روان کاوی و کشف دلالت های جدید کنشگر ها، مکان ها، کنش ها، و رویاهای رمان و ارائه خوانشی متفاوت با خوانش اولیه متن با رویکرد
وانوسازی دریدا بررسی می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد دو گانه مرد/ زن مهم ترین تقابل دو جزئی رمان است که تقابل های مفهومی دیگر رمان را توصیف و تنظیم می کند. با
وانوسازی این تقابل، تقابل های دو جزئی دیگر رمان نیز واژگون می شوند. سازکارهای دفاعی جابه جایی و ادغام ازجمله شگرد های روان کاوانه کانونی ساز درونی برای به چالش کشیدن تقابل های دو جزئی رمان است. کانونی ساز درونی به دلایلی ازجمله ترس و تقلید از ولی هم جنس خود، از این سازکا رها ی دفاعی استفاده می کند. همچنین، بسیاری از کنشگر ها و مکان های رمان شمایل بخش های مختلف روان و تعارض بین آن ها هستند که ارتباط و رفت و آمد کانونی ساز درونی بین آن ها، فعالیت آن ها را برای خواننده تداعی می کند. بر پایه این بحث، به دلیل تعارض بین روایت ضمیر آگاه و ناخودآگاه کانونی ساز درونی، با متنی متکثر و چند لایه مواجه هستیم که کانونی ساز درونی برای کاهش ترس و اضطراب خود، با استفاده از شگرد های روان کاوانه، بسیاری از کنشگر ها، مکان ها و رویداد های رمان را با کنشگر ها، مکان ها و رویدادهای تخیلی جا به جا کرده است.