ریختشناسی شهری از اواخر قرن نوزدهم تاکنون از مطالعه صرف فرم کالبدی شهر به بررسی روابط میان ساختار فضایی، فعالیتهای انسانی و فرایندهای تحول شهری گسترش یافته است. با وجود گسترش مطالعات ریختشناسی در ایران طی دو دهه اخیر، بسیاری از پژوهشها به تحلیلهای تکبعدی کالبدی یا فضایی محدود میماند و کمتر به ارزیابی همزمان این ابعاد در مقیاس محله میپردازد. در پاسخ به این خلا، پژوهش حاضر با هدف تبیین میزان همگرایی میان سازمان فضایی، ساخت کالبدی و نظام عملکردی در محلههای شهر قزوین انجام میشود. بدین منظور، یک مدل مفهومی سهبعدی طراحی شد که ابعاد کالبدی، فضایی و عملکردی را در چارچوبی تلفیقی بررسی میکند. در این پژوهش، شاخصهای پیکربندی فضایی با بهرهگیری از روش
نحو فضا (Space Syntax) و تحلیلهای تصمیمگیری چندمعیاره با استفاده از مدل (AHP) انجام میشود. برایناساس، شاخصهای فضایی شامل همپیوندی، عمق، اتصالپذیری و انتخاب محاسبه و در کنار شاخصهای کالبدی و عملکردی بر اساس نظر خبرگان وزندهی و کیفیت فضایی محلههای شهر قزوین در محیط (GIS) ارزیابی و طبقهبندی میشود. نتایج نشان میدهد بیش از نیمی از محلههای شهر در طبقات «خوب» و «ممتاز» قرار دارند و از ساختار فضایی نسبتا خوانا، عمق متعادل، اختلاط عملکردی مناسب و کیفیت کالبدی پایدار برخوردارند. همچنین همبستگی میان شاخصهای
نحو فضا و نتایج مدل (AHP) بیانگر آن است که شاخصهای کلان شبکه معابر، بهویژه همپیوندی و عمق، نقش تعیینکنندهتری در کیفیت عملکردی محلهها دارند، درحالیکه شاخصهای خردمقیاس حرکتی مانند اتصال و انتخاب تاثیر کمتری نشان میدهند. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه چارچوبی تحلیلی و تلفیقی برای سنجش کمی همگرایی میان ابعاد کالبدی، فضایی و عملکردی محلهها شهری است؛ رویکردی که با عبور از مطالعات تکبعدی پیشین، امکان ارزیابی جامع کیفیت فضایی–عملکردی محلهها را فراهم کرده و چارچوبی کاربردی برای تحلیل ساختار شهری در سایر شهرهای ایران ارائه میدهد.