ارزیابی اکوفیزیولوژیک الگوهای مختلف تناوبی کاشت در دیم زارهای شمالغرب کشور

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IDAJ-15-1_002

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: جاکشت گندم و عدم رعایت تناوب مناسب دیم در استان آذربایجان غربی منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و افزایش هزینه های تولید در این استان می گردد. تداوم الگوی فعلی، همانند اغلب مناطق دیم کشور، می تواند پایداری تولیدات زراعی در شرایط دیم را تهدید نماید. تحقیقات در داخل کشور نشان داده است که اجرای تناوب مناسب کشت، به ویژه استفاده از حبوبات و لگوم های علوفه ای در تناوب زراعی دیمزارهای استان، می تواند بسیاری از کاستی ها و مشکلات کشت مداوم غلات را مرتفع و به تدریج بهبود بخشد. ویژگی های اقلیمی مناطق دیم شمال غرب کشور شرایطی را فراهم آورده است که زراعت طیف وسیعی از گیاهان زراعی از قبیل حبوبات، گیاهان علوفه ای یک ساله و دانه های روغنی را در تناوب زراعی با گندم امکان پذیر ساخته است. تناوب های رایج در زراعت دیم به دلیل فقدان تنوع لازم در دراز مدت باعث کاهش حاصلخیزی خاک و نقصان کارایی استفاده از منابع می گردند، در حالی که  افزایش تنوع زیستی در الگوهای کاشت دیم با وارد کردن حبوباتی مانند نخود و عدس در تناوب با گندم و یا استفاده از لگوم های علوفه ای یک ساله و دانه های روغنی متحمل به خشکی به عنوان گیاه پیش کاشت و نیز تغییر تاریخ کاشت از بهاره به انتظاری باعث افزایش بهره وری آب باران می شود که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.روش شناسی پژوهش: به منظور مطالعه اثر تاریخ کاشت و الگوی تناوبی گیاهان مختلف زراعی بر عملکرد و اجزای عملکرد اکوسیستم گندم و میزان بهره وری آب حاصل از باران (RWP)؛ آزمایشی سه ساله در قالب اسپیلت پلات در زمان در پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با ۹ تیمار در دو زمان کاشت بهاره و انتظاری در ستاد موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور اجرا شد. الگوهای تناوبی عبارت بودند ار: ۱)گندم نخود ۲)گندم عدس ۳)گندم ماشک ۴)گندم گلرنگ.یافته‎های پژوهش: نتایج تجزیه واریانس مرکب داده ها و مقایسه میانگین ها برای هر تیمار نشان داد که زمان کاشت و نوع الگوی تناوبی اثرات متفاوتی بر اکوسیستم زراعی گندم دارد. تحلیل داده ها نشان داد که در تمامی الگوهای مورد بررسی؛ کشت انتظاری به لحاظ شاخص عملکرد اقتصادی؛ عملکرد بیولوژیک و بهره وری آب؛ بر کشت های بهاره ارجحیت دارد به طوری که بیشترین و کمترین عملکرد دانه درگندم به ترتیب از تناوب نخود_ گندم در کشت انتظاری و عدس-گندم در کشت بهاره به مقدار ۱۴۰۵/۷ و ۱۱۰۸/۲ کیلوگرم در هکتار بدست آمد. نتایج اثر زمان کاشت بر بهره وری آب باران نشان داد که اثر سال در تیمار در زمان کاشت معنی دار بوده و بالاترین میزان بهره وری اقتصادی و بیولوژیک به ترتیب در سال اول در زراعت انتظاری نخود (ERWP=۴.۰۹)، گلرنگ سینا (BRWP=۹.۵۴) و ماشک مراغه (BRWP=۸.۵۳) بدست آمد.

کلیدواژه ها:

تناوب زراعی ، بهره وری آب باران ، الگوی کاشت

نویسندگان

حاتم معروف

دانشجوی دکتری زراعت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز

عبدالعلی غفاری

دانشیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان غربی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران

امیر آینه بند

استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز

قربان نورمحمدی

استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

خشنود علیزاده

استاد بخش زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی، سازمان تحقیقات،آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران