تحلیل جنبه های نمایشی داستان رستم واسفندیار در هویت بخشی فرهنگی نوجوانان ایران، از منظر بوطیقای ارسطو
محل انتشار: فصلنامه علمی تئاتر، دوره: 13، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_THEATER-13-2_001
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
شاهنامه فردوسی، افزون بر جایگاه ادبی و حماسی خود، یکی از مهمترین منابع انتقال ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و هویتی به نسلهای مختلف ایرانی به شمار میرود. در میان داستانهای این اثر، روایت رستم و اسفندیار به دلیل برخورداری از ساختاری منسجم، شخصیتهای چندبعدی، گفتوگوهای دراماتیک، مضامین عمیق اخلاقی و ظرفیتهای گسترده نمایشی، از برجستهترین نمونههای تراژدی در ادبیات فارسی محسوب میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش جنبههای نمایشی این داستان در فرایند هویتبخشی فرهنگی نوجوانان ایران و با تکیه بر نظریه تراژدی ارسطو انجام شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانهای است. دادهها با استفاده از منابع معتبر مربوط به شاهنامه، بوطیقای ارسطو و مطالعات حوزه ادبیات نمایشی گردآوری و بر اساس شش عنصر اصلی تراژدی، شامل پیرنگ، شخصیت، گفتار، اندیشه، موسیقی و منظر نمایشی، تحلیل شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که داستان رستم و اسفندیار از تمامی عناصر بنیادین تراژدی برخوردار است و هر یک از این عناصر در انتقال مفاهیم فرهنگی و شکلگیری هویت نوجوانان نقشی موثر ایفا میکنند. پیرنگ منسجم و مبتنی بر روابط علت و معلولی، مخاطب را با پیامدهای تصمیمگیریهای اخلاقی آشنا میسازد و زمینه همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند. شخصیتهای رستم و اسفندیار با برخورداری از ابعاد انسانی، اخلاقی و روانشناختی، نوجوان را با مفاهیمی همچون مسئولیت، آزادگی، وفاداری، عدالت و تعهد روبهرو میکنند. گفتوگوهای اثر علاوهبر ایجاد کشمکش دراماتیک، در انتقال میراث زبانی و ارزشهای فرهنگی نقش اساسی دارند. همچنین مضامینی چون تقابل قدرت و اخلاق، تعارض وظیفه و آزادی، سرنوشت و اختیار، مشروعیت سیاسی، هویت ملی و سنت پهلوانی، بستری برای پرورش تفکر انتقادی، خودآگاهی فرهنگی و مسئولیت اجتماعی نوجوانان فراهم میآورند. موسیقی حماسی شعر فردوسی و تصویرسازیهای نمایشی روایت نیز بر تاثیر عاطفی و زیباییشناختی اثر افزوده و امکان اقتباس آن را در قالب تئاتر، نقالی، نمایش عروسکی، فیلم، انیمیشن و سایر رسانههای نوین فراهم ساخته است. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که داستان رستم و اسفندیار صرفا روایتی حماسی یا تراژیک نیست، بلکه متنی فرهنگی، تربیتی و هویتساز است که با بهرهگیری از ظرفیتهای نمایشی خود میتواند در آموزش ارزشهای فرهنگی، تقویت هویت ملی، گسترش تفکر انتقادی و آشنایی نسل نوجوان با میراث ادبی و تاریخی ایران نقش موثری ایفا کند. ازاینرو، بهرهگیری هدفمند از این روایت در برنامههای آموزشی، فرهنگی و هنری، زمینهای مناسب برای تعمیق پیوند نوجوانان با فرهنگ و هویت ایرانی فراهم خواهد ساخت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آرش رادی
دانشجوی دکتری رشته برنامهریزی و مدیریت فرهنگی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
مصطفی مختاباد امرئی
استاد، گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران .
فاطمه عزیزآبادی فراهانی
دانشیار، گروه مدیریت امور فرهنگی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :