تمرینهای تئاتر به مثابه فضایی کارناوالی: مطالعهای بر رویکرد آرین منوشکین
محل انتشار: فصلنامه علمی تئاتر، دوره: 13، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_THEATER-13-2_003
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
این مقاله به بررسی فرایند تمرینهای تئاتر میپردازد و میکوشد چیستی و چگونگی وضعیت ذهنی، بدنی و خلاقانه کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل اجرایی را در پلاتوهای تمرین، بر اساس گزیدهای از مفاهیم کارناوالی میخائیل باختین و با تمرکز بر شیوههای اجرایی آرین منوشکین، تحلیل کند. پرسش اصلی پژوهش آن است که چگونه میتوان فضای تمرین را نه صرفا مرحلهای مقدماتی برای تولید اجرا، بلکه عرصهای کارناوالی و آستانهای برای آفرینش هنری در نظر گرفت. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی و با اتکا به مفاهیم کلیدی نظریه کارناوال باختین، از جمله تعلیق سلسلهمراتب، وارونگی نظم، بدن گروتسک، بازی، آزادی و خنده، نشان میدهد که فضای تمرینهای تئاتر میتواند به طور موقت از قواعد تثبیتشده تولید فاصله بگیرد و بستری برای تجربه، آزمون و قانونشکنی خلاقانه فراهم آورد. در این وضعیت، پلاتوی تمرین به تجربهای کارناوالی برای گروه اجرایی تبدیل میشود؛ فضایی که در آن روابط قدرت بازتعریف میشوند، هرم سنتی اقتدار میان کارگردان و بازیگران تضعیف میشود و امکان مشارکت خلاقانه همه اعضای گروه افزایش مییابد. بلکباکس پلاتو، به عنوان فضایی خنثی و انعطافپذیر، بازیگران را از نقشها، عادتها و قراردادهای تثبیتشده رها میکند و آنان را به سوی تجربههایی پیشبینیناپذیر سوق میدهد. در چنین بستری، بدن بازیگر دیگر بدن متعارف و منضبط نیست، بلکه به تعبیر باختین، بدنی گروتسک، سیال، دگرگونشونده و کارناوالی است که ظرفیت آفرینش و دگردیسی را در خود حمل میکند. برای تبیین این دیدگاه، فرایند تمرین و برخی اجراهای شاخص آرین منوشکین، از جمله میگذرد، عصر طلایی، ۱۷۸۹، آتریدها و ریچارد دوم، به عنوان نمونههایی از تجربههای کارناوالی تحلیل شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شکلگیری موقت فضایی کارناوالی در مکان_زمان تمرین، امکان ظهور روابط جمعی، تخیل، بداههپردازی، ریسکپذیری و کشف راهکارهای اجرایی نو را افزایش میدهد و در نهایت به تولید آثاری خلاق، غیر کلیشهای و ماندگار میانجامد. از این منظر، تمرین به مثابه کارناوال صرفا یک تکنیک یا سبک تمرین نیست، بلکه نگرشی بنیادین به فرایند خلق در تئاتر است؛ نگرشی که بر مشارکت جمعی، فروپاشی نظم پیشین، زایش نظم نوین و دگرگونسازی بدن، زبان، روابط انسانی و جهان اجرایی تاکید دارد و میتواند پاسخی انتقادی و نوآورانه به ساختارهای ایستا و تکرارشونده تولید تئاتر معاصر باشد.
نویسندگان
محمدرضا (علی) حاجی ملاعلی
استادیار، گروه نمایش، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران.