نهاد نمایش آیینی و کارکردهای آن: تحلیل جامعه شناختی تعزیه در عصر ناصری
محل انتشار: فصلنامه علمی تئاتر، دوره: 13، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_THEATER-13-2_006
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
تعزیه، نمایشی آیینی، منظوم و موسیقایی، از دل عزاداریهای شیعی برخاسته و حول واقعه عاشورا شکل گرفته است. این نمایش آیینی که عناصر دین، هنر، اخلاق و مناسبات اجتماعی را در خود میآمیزد، در دوران پنجاهساله سلطنت ناصرالدینشاه قاجار به اوج شکوفایی خود رسید و از شکلی ساده و خودجوش به «نهاد نمایش آیینی» سازمانیافته و چندوجهی در کانون حیات شهری و سیاسی ایران تبدیل و تثبیت شد. این دوره که همزمان با نخستین نشانههای مدرنیزاسیون، نفوذ فرهنگ غربی، ظهور رسانههای نوین و آغاز دگرگونیهای اجتماعی_اقتصادی بود، بستری بینظیر برای بالندگی این نمایش آیینی فراهم آورد؛ بستری که در آن نیروهای متعارض عاطفه و عقلانیت، باورهای مردمی و سیاستهای حکومتی، و هنر بومی و تاثیرات فرهنگی در تعامل و کشمکشی پویا با یکدیگر قرار میگرفتند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تاریخی_اسنادی، کارکردهای اجتماعی تعزیه در عصر ناصری را واکاوی میکند و چگونگی پیوند این نهاد نمایشی با ساختارهای قدرت، بازتولید هویت جمعی و انسجام اجتماعی را بررسی مینماید. چارچوب نظری بر پایه تلفیق مفاهیم «فضای آستانهای، جماعت و ضدساختار» از ویکتور ترنر و دوگانه «اجتماع/جامعه» از فردیناند تونیس استوار است و در قالب مدل تحلیلی «نهاد آستانهای» صورتبندی شده است. این مدل نشان میدهد که تعزیه در عصر ناصری نه صرفا یک نمایش مذهبی، که نهادی بود که همزمان در دو سطح کلان و خرد عمل میکرد: در سطح کلان، عقلانیت «جامعه» (تکیه دولت، تامین مالی دولتی، گروههای حرفهای) در خدمت بازتولید عاطفیترین عناصر «اجتماع» (همبستگی، ایمان مشترک، پیوندهای سنتی) قرار میگرفت و در سطح خرد، با خلق فضای آستانهای، تجربهای از جماعت را برای تماشاگران طبقات گوناگون فراهم میکرد. یافتهها نشان میدهد که این جماعت یک «ضدساختار مهارشده» بود؛ انرژی برابریخواهانه و ضدساختاری نهفته در روایت عاشورا، در ساختار کاملا کنترلشده تکیه دولت و با حضور نمادین شاه، مهار میگردید و به جای تهدید نظم سیاسی، به منبعی برای بازتولید مشروعیت سلطنت تبدیل میشد. اسناد تاریخی بررسیشده، از جمله خاطرات درباریان، سفرنامههای دیپلماتهای خارجی، و تصاویر برجایمانده از تکیه دولت، به روشنی گواهی میدهند که این نهاد نمایشی چگونه به طور همزمان هم همبستگی اجتماعی را در میان اقشار گوناگون تقویت میکرد و هم با مدیریت عواطف جمعی، پایههای اقتدار سیاسی دربار قاجار را تحکیم میبخشید. بدینترتیب، تعزیه در عصر ناصری یک «فناوری سیاسی-آیینی» بود که با درهمتنیدگی منطق مدرن و ساختار سنت، نوعی «مدرنیته آیینی» خاص ایران را رقم زد؛ مدرنیتهای که نه با حذف سنت، که با مصادره، عقلانیسازی و هدایت نمادین قدرتمندترین نهادهای سنتی پیش میرفت. این یافتهها نشان میدهد که تعزیه در آستانه ورود ایران به مناسبات مدرن، نقشی تعیینکننده در بازتولید هویت جمعی شیعی_ایرانی، تقویت انسجام اجتماعی و مشروعیتبخشی به ساختار سیاسی حاکم ایفا میکرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه درخشان
استادیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
مریم کریمی
کارشناس ارشد رشته پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران.