بررسی و رتبه بندی مهم ترین موانع بهبود فضای کسب وکار در استان کهگیلویه و بویراحمد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JIS-3-1_007

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده مبسوطمقدمه: فضای کسب وکار به عنوان یکی از عوامل بنیادین رشد اقتصادی، تحت تاثیر مجموعه ای از متغیرهای نهادی، حقوقی، زیرساختی و سیاستی شکل می گیرد و کیفیت آن نقش تعیین کننده ای در جذب سرمایه گذاری، توسعه صنعتی و ایجاد اشتغال در بخس های مختلف اقتصادی ایفا می نماید. استان کهگیلویه و بویراحمد با وجود برخورداری از ظرفیت های طبیعی و انسانی فراوان، همواره با چالش هایی ساختاری در بهبود فضای کسب وکار مواجه بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی، شناسایی و رتبه بندی مهم ترین موانع فضای کسب وکار در این استان و ارائه پیشنهادات سیاستی تهیه گردید.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی_پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل فعالان اقتصادی، سرمایه گذاران، خبرگان، مدیران مرتبط با فضای کسب وکار و ساکنان استان است. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای انجام و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ نفر برآورد شد؛ بیش از ۴۵۰ پرسشنامه توزیع، ۳۹۰ پرسشنامه بازگشت و پس از غربالگری، ۳۵۹ پرسشنامه معتبر مبنای تحلیل قرار گرفت. روایی محتوایی با مشارکت ۱۰ خبره روی ۶۲ گویه در قالب ۷ عامل ارزیابی و شاخص CVI برابر۷۹۳/۰ به دست آمد. آلفای کرونباخ در مطالعه مقدماتی بر اساس اطلاعت۳۰ پاسخ دهنده ۷۰۵/۰ حاصل شد. شاخص KMO برابر۹۰۲/۰ و معناداری آزمون بارتلت کفایت داده ها را تایید نمود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون فریدمن، رگرسیون چندگانه و مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد.یافته ها: آزمون فریدمن ترتیب اولویت ادراک شده موانع را به صورت موانع آموزشی و بهداشتی (میانگین رتبه ۵٫۸۹)، تجاری و مالی(۵٫۶۲)، کلان (۵٫۳۴)، نوآوری و فناوری(۵٫۰۸)، نهادی(۴٫۴۱)، استانی و منطقه ای(۳٫۲۷) و زیرساختی (۲٫۳۹) تعیین نموده است. در مقابل، مدل ساختاری PLS-SEM الگوی متفاوتی آشکار نمود؛ موانع نهادی (۵۵۲/۰= β) و استانی و منطقه ای (۵۳۷/۰= β) برترین پیش بینی کننده ها بوده اند، درحالی که سایر ابعاد اثر محدودتری دارند. مدل در مجموع ۶۱۴/۰ از واریانس را تبیین نموده است که قدرت تبیین مدل «متوسط تا بالا» محسوب می شود. نتیجه گیری: مهم ترین یافته پژوهش، شکاف میان «اولویت ادراک شده» و «اثر ساختاری واقعی» است؛ موانع نهادی و استانی و منطقه ای که در ادراک فعالان اقتصادی رتبه ای پایین دارند، در عمل تعیین کننده ترین عوامل محدودکننده فضای کسب وکار در سطح استان کهگیلویه و بویراحمد هستند. این شکاف را می توان با، عادی سازی و درونی شدن تدریجی، موانع نهادی تبیین نمود. بر این اساس، اولویت اصلاحات سیاستی باید بر بازسازی ساختارهای نامناسب؛ نهادی، استانی و منطقه ای و تقویت ظرفیت حکمرانی استانی، همراه با برنامه های آگاه سازی فعالان اقتصادی متمرکز باشد، تا بهبودی پایدار در فضای کسب وکار استان فراهم بگردد.کلیدواژه ها: فضای کسب وکار، موانع نهادی، موانع استانی و منطقه ای

کلیدواژه ها:

فضای کسب وکار ، موانع نهادی ، موانع استانی و منطقه ای

نویسندگان

فیض الله جوزاریان

گروه اقتصاد، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران