زیست جهان کودکان کار در بستر ناآگاهی حقوقی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JIS-3-1_011

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: زیست جهان کودکان کار، عرصه ای است که در آن فقر و کار کودکان درهم تنیده شده و تجربه ای از محرومیت و استثمار را برای آنان رقم می زند. پدیده کودکان کار یکی از تلخ ترین پیامدهای نابرابری های ساختاری در جوامع درحال توسعه است. بر اساس گزارش های سازمان بین المللی کار و یونیسف در سال ۲۰۲۶، حدود ۱۳۸ میلیون کودک در سراسر جهان ناچار به فعالیت های کاری شده اند. از منظر جامعه شناسی صنعتی، این پدیده برآمده از تعامل پیچیده ساختارهای اقتصادی، بازار کار دوگانه و نهادهای جامعه پذیری است. در ایران، علی رغم تصویب قوانین حمایتی، کودکان کار در شهرهای میانی مانند یاسوج با فقر شدید، نان آوری اجباری، خشونت و آگاهی حقوقی محدود مواجه اند. استان کهگیلویه و بویراحمد باوجود برخورداری از منابع غنی طبیعی، ازنظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارد و شهر یاسوج با بیکاری گسترده و کمبود فرصت های شغلی پایدار، بستری برای گسترش پدیده کودکان کار فراهم کرده است. این پژوهش با هدف واکاوی زیست جهان کودکان کار پسر یاسوج و چگونگی شکل گیری آگاهی حقوقی آنان در این زیست جهان انجام شده است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، ۲۴ کودک کار پسر ۹ تا ۱۵ ساله در یاسوج بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و رعایت حداکثر تنوع در سن، نوع شغل، سابقه کار، تحصیلات، تعداد اعضای خانواده، وضعیت سرپرستی و دریافت حمایت از نهادها، انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق جمع آوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. برای افزایش اعتمادپذیری از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به استخراج پنج مضمون اصلی و ۱۱ مضمون فرعی انجامید. مضامین اصلی عبارت اند از: «فقر ساختاری»، «جهل به قانون»، «مدرسه؛ تجربه نزیسته»، «بهره کشی» و «راهبردهای بقا و معناسازی». درنهایت، مضمون نهایی پژوهش با عنوان «زیست جهان کودکان کار در محاصره ناآگاهی حقوقی» شناسایی شد که بیانگر تفاوت عمیق میان حقوق نظری و عدالت محقق در زندگی کودکان کار است و نشان می دهد که آن ها در محاصره ناآگاهی حقوقی قرار دارند. نتیجه گیری: زیست جهان کودکان کار در یاسوج تحت تاثیر تعامل پیچیده ساختارهای اقتصادی ناعادلانه، فرهنگ فقر، بی سازمانی اجتماعی و محرومیت نسبی شکل می گیرد و کودکان کار را در حاشیه جامعه و نظام حقوقی نگه می دارد. مفهوم «تجربه نزیسته» به عنوان یک سازه تحلیلی جدید معرفی شد که نشان می دهد چگونه محرومیت از تحصیل، هویت و عاملیت کودکان کار را تضعیف می کند. تحقق حقوق کودکان کار نیازمند عزمی ملی و رویکردی هماهنگ در سطح نهادهای مختلف است تا به ریشه کنی عوامل ساختاری فقر و محدودیت های آگاهی حقوقی بپردازند.

نویسندگان

احسان برگریزانه

استادیار، گروه حقوق، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران