روش شناسی در روان شناسی اسلامی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 41 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SIP-20-41_003
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: روششناسی راهبرد کلان یا طرح کلی یا فرایند و برنامهای است که هر محققی در مسیر انتخاب روش تحقیق خود اتخاذ میکند؛ به عبارت دیگر روششناسی شامل اصول و معیارهایی است که یک پژوهش را مدیریت و راهبری میکند. روششناسی هر علمی پیشفرضهایی دارد که مقدم بر مسیرهای ورود به واقعیت هستند و هر علمی، مبتنی بر معرفتشناسی و اصول موضوعهای است که زیربنای نظری و تجربی هر حوزهای از علم را مشخص میکند. یکی از جنبههای روششناسی همان پارادایم یا چارچوب نظری است که پژوهشگر میخواهد مسئله خاصی را در ضمن آن حل کند؛ در واقع پارادایم نخستین گام در روششناسی پژوهش است که یک نظام فکری برای پژوهشگر ایجاد میکند. در این نظام فکری، پیشفرضهای اساسی شامل سوالات مهمی میشوند که باید پاسخ داده شوند، معماهایی که باید حل گردند و نیز فنون تحقیقاتی که باید به کار گرفته شوند. پس قبل از شروع به اصل پژوهش باید هدف پارادایمی پژوهشگر مشخص شود. در علوم انسانی معاصر، تاکنون دستکم سه رویکرد مهم به چشم میخورد: ۱. پارادایم اثباتگرایی؛ ۲. پارادایم تفسیری و ۳. پارادایم انتقادی. این سه پارادایم با ترسیم مسیر پژوهشهای علمی و تعیین اهداف، چگونگی حرکت محقق را در مسیر پژوهش (روش آن) تعیین میکند. هر یک از پارادایمهای سهگانه اثباتگرایی، تفسیری و انتقادی از مبانی فلسفی عامی همچون مبانی هستیشناختی، الاهیاتی، معرفتشناختی، انسانشناختی و ارزششناختی متاثر است. روانشناسی اسلامی به عنوان یک رویکرد در کنار دیگر رویکردهای روانشناسی معاصر متکی بر مبانی خود از پارادایم متفاوتی برخوردار خواهد بود. پژوهش حاضر درصدد است ضمن معرفی پارادایم آن به بیان چارچوب روشی این رویکرد بپردازد.روش پژوهش: این تحقیق درصدد توسعه مجموعه دانستههای موجود درباره اصول و قوانین علمی است؛ بنابراین پژوهش پیشرو به لحاظ هدف تحقیق در دسته پژوهشهای بنیادی است و از نظر ماهیت روش در شمار پژوهشهای «توصیفی تحلیلی» قرار میگیرد، اما به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، کتابخانهای و اسنادی به شمار میرود. در این تحقیق، نخست با مراجعه به منابع معتبر در روششناسی به توصیف و شناسایی انواع پارادایمهای روشی در علوم انسانی پرداخته شد. پس از آن به صورت نظامدار ویژگیها و اصول حاکم بر آنها مورد مطالعه، تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سپس نتیجهگیری شد؛ بدینمنظور پژوهشگر از طریق منابع معتبر روشی و با تکیه بر منابع اسلامی و روانشناختی به پارادایم مورد پذیرش و اصول حاکم بر آن در قلمرو رویکرد روانشناسی اسلامی به توصیف و تحلیل آن پرداخت.یافتههای پژوهش: نتایج تحقیق نشان داد هیچیک از پارادایمهای سهگانه (اثباتگرایی، تفسیری و انتقادی) نمیتواند در رویکرد روانشناسی اسلامی مورد پذیرش قرار گیرد. پارادایم پذیرفتهشده در این رویکرد «پارادایم واقعگرایی عقلانی» است. این رویکرد روششناختی از جهانبینی اسلامی سرچشمه میگیرد. اسلام انسان را موجودی واقعطلب و همواره کنجکاو برای کشف واقع میداند. همه تکاپوهای علمی انسان برای کشف واقعیتها بوده، و مبتنی بر فطرت حقیقتجوی اوست. پارادایم واقعگرایی عقلانی تابع اصول و قواعدی است که عبارتند از: ۱. بهرهگیری از روشهای مختلف به منظور کشف واقعیتهای مورد مطالعه و نه انحصار در روشی خاص؛ ۲. بهرهگیری از روشهای کمی، کیفی و آمیخته به منظور پیبردن به تمام ابعاد وجودی انسان در مقابل انحصار در روش کمی، کیفی یا هر روش انحصاری دیگر و ۳. مرجعیت عقل در تثبیت همه روشها و تایید نهایی یافتهها در روشهای گوناگون.بحث و نتیجهگیری: پارادایم مختار در رویکرد روانشناسی اسلامی «پارادایم واقعگرایی عقلانی» است؛ زیرا این رویکرد در مسیر کشف واقعیتهای بیرونی و شناخت قانونمندیهای حاکم بر روان انسان است. از سوی دیگر با توجه به آنکه واقعیتهای انسانی به چهار دسته حسی، عقلانی، شهودی و وحیانی تقسیم میشوند، پژوهشگر درصدد کشف واقعیت در هر یک از این چهار عرصه برخواهد آمد. البته این پارادایم از اصولی پیروی میکند که عبارتند از: الف) بهرهگیری از روشهای مختلف: کثرتگرایی در روش، زمینه را برای شناسایی جزئیات روانشناختی انسان، چگونگی شکلگیری شخصیت، تغییرات کمی و کیفی و نیز ویژگیهای هر یک از مراحل تحول انسان، بهتر فراهم میکند؛ به بیان دیگر رویکرد روانشناسی اسلامی در مسیر کشف واقعتهای بیرونی و شناخت قانونمندیهای حاکم بر روان انسان راههای فراوانی را به رسمیت میشناسد؛ ب) بهرهگیری از روشهای کمی و کیفی: با توجه به چالشها و موانعی که در هر یک از دو روش کمی و کیفی، استفاده از روش تلفیقی کمی کیفی در رویکرد اسلامی میتواند راهگشا باشد؛ ج) بهرهگیری از مطالعات تجربی جهت محکزدن: گاهی مسئله مورد پژوهش یک مسئلهای است که تاکنون درباره آن یا هیچ پژوهشی صورت نگرفته و یا بسیار اندک است. در چنین مواردی نیز امکان پژوهش به روش کمی عملا امکانپذیر نیست، بلکه نخست با روش کیفی مبنای نظری چنین مسئلههایی بررسی میشود که زمینه مطالعه آن در یک محیط عینی و خارجی فراهم شود تا بتوان با مطالعات تجربی آن مسئله را محک زد؛ د) با توجه به آنکه قوه و سازوکار روانشناختیای که سره از ناسره را در عرصههای حسی، عقلانی، شهودی و وحیانی با قوه عقل تشخیص میدهد، این رویکرد را «واقعگرایی عقلانی» مینامند.واژگان کلیدی: روششناسی، روانشناسی اسلامی، روشهای تلفیقی، واقعگرایی عقلانی.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا احمدی
دانشیار، گروه روانشناسی، موسسه امام خمینی (ره)، قم، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :