کنشگری سیاسی و اجتماعی زن مسلمان در کشمکش بین سنت و تجدد از نگاه اصلاح گران معاصر مصری (مطالعه موردی: محمد غزالی مصری و یوسف قرضاوی)
محل انتشار: فصلنامه زن در فرهنگ و هنر، دوره: 18، شماره: 3
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JWICA-18-3_003
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
از زمان مواجهه جوامع اسلامی با فرهنگ و تمدن غرب، نزاع میان سنت و تجدد به یکی از مهم ترین چالش های فکری و اجتماعی جهان اسلام بدل شد؛ چالشی که به ویژه در موضوع حضور و کنشگری سیاسی اجتماعی زنان مسلمان، نمودی پررنگ یافت. این مسئله که غالبا با رویکردهای افراطی و تفریطی همراه بوده، واکنش بسیاری از اندیشمندان مسلمان را برانگیخت و آنان را به تامل و ارائه راهکارهایی در این زمینه واداشت. در میان این متفکران، محمد غزالی مصری و یوسف قرضاوی، دو اندیشمند برجسته معاصر، جایگاهی ویژه دارند؛ چراکه آرای آنان در تحولات فکری و سیاسی سده اخیر جهان اسلام، به ویژه در حوزه عربی و اهل سنت، تاثیرگذار بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از روش مقایسه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که دیدگاه های غزالی و قرضاوی درباره حضور و کنشگری سیاسی اجتماعی زن مسلمان چگونه شکل گرفته و تا چه میزان از تقابل یا هم زیستی سنت و تجدد تاثیر پذیرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این دو اندیشمند، ضمن نقد و رد هر دو رویکرد افراطی سنت گرایی و تجددگرایی، بر احیای نگرشی اعتدالی مبتنی بر آموزه های اصیل اسلامی تاکید داشته اند؛ آموزه هایی که به باور آنان، در عصر پیامبر اکرم (ص) در نحوه مواجهه با زنان و مشارکت اجتماعی آنان به گونه ای متوازن و واقع بینانه تحقق یافته بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمیده دانشجو
دانشجوی دکتری دانشگاه بوعلی سینا، گروه زبان و ادبیات فارسی، همدان، ایران.
هادی وکیلی
دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.
فاطمه جان احمدی
استاد گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران.