نقش برنامه ریزی در به حاشیه رانده شدن تهی دستان شهری (خوانش انتقادی بازتولید حاشیه در شهرهای ایران)
محل انتشار: فصلنامه دانش شهرسازی، دوره: 10، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_UPK-10-2_003
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
بیان مسئله: برنامه ریزی شهری در ایران معمولا در قامت کنشی فنی و بی طرف معرفی می شود، در حالی که در بستر پیوند ساختاری میان قدرت، انباشت سرمایه و کنترل اجتماعی عمل می کند. این فرایند، نه تنها فضا را سامان می دهد، بلکه به طور فعال در تولید و بازتولید نابرابری فضایی و به حاشیه رانده شدن تهیدستان شهری نقش دارد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که برنامه ریزی چگونه در دل منطق های اقتصاد سیاسی و سازوکارهای حکمرانی، به ابزاری برای طرد فضایی بدل می شود. هدف: واکاوی انتقادی نقش برنامه ریزی در بازتولید حاشیه در شهرهای ایران و تحلیل چگونگی هم نشینی قدرت، سرمایه و دانش در شکل دهی به قلمروهای رسمی و غیررسمی است. روش: پژوهش از پارادایم انتقادی و رویکرد کیفی بهره می گیرد و با اتکا بر چارچوب نظری اقتصاد سیاسی فضا، حکومت مندی و مطالعات جنوب جهانی، اسناد برنامه ریزی، سیاست گذاری های شهری و نهادهای اجرایی پس از انقلاب را با خوانشی انتقادی بررسی می کند یافته ها: نظام برنامه ریزی ایران از مدرنیزاسیون تکنوکراتیک به حکمرانی با منطق های نئولیبرالی و رانتی چرخش کرده است. سازوکارهایی مانند تغییرات گزینشی کاربری زمین، انعطاف پذیری مقرراتی و بازآفرینی های شهری سودمحور، رانت جویی ساختاری را تقویت کرده و طرد فضایی را نهادینه ساخته اند. تحلیل پژوهش سه سطح از به حاشیه رانده شدن تهیدستان را آشکار می کند: سطح کلان پیوند دولت–بازار و سرمایه داری رانتی؛ سطح میانی برنامه ریزی تقلیل گرا و شی ءانگار؛ و سطح خرد کنش های بقا، سازش و مقاومت تهیدستان شهری. نتیجه گیری: مطالعه بیان می کند که برنامه ریزی در ایران، همانند بسیاری از شهرهای جنوب جهانی، بیش از آنکه ابزاری برای تحقق عدالت فضایی باشد، سازوکار مدیریت نابرابری و تثبیت مرزهای حاشیه است. با این حال، کنش های روزمره فرودستان ظرفیت برساختن اشکال خردی از سیاست شهری و مقاومت فضایی را در دل نظم های طردکننده نشان می دهد؛ ظرفیتی که بازاندیشی در الگوهای برنامه ریزی و امکان حرکت به سوی سیاست گذاری مبتنی بر عدالت فضایی را ضروری می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میلاد دوستوندی
دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
کیومرث ایراندوست
استادگروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :