باورهای فناورانه، ساختار دانش و ویژگی های فردی: عوامل شکل دهنده ادغام فناوری در کلاس درس
محل انتشار: فصلنامه فناوری آموزش، دوره: 20، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JEIT-20-1_004
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
پیشینه و اهداف: سرعت شتابان تحولات فناوری، یکپارچه سازی موثر فناوری در آموزش را نه صرفا یک امر مطلوب، بلکه به ضرورتی اجتناب ناپذیر برای آماده سازی دانش آموزان جهت مواجهه با نیازهای قرن بیست و یکم تبدیل کرده است. نظام های آموزشی در سراسر جهان سرمایه گذاری قابل توجهی در زیرساخت های فناوری برای تسهیل این یکپارچه سازی انجام داده اند. بااین حال، علی رغم این سرمایه گذاری های چشمگیر، استفاده واقعی معلمان از فناوری در کلاس های درس اغلب پایین تر از حد انتظار باقی می ماند. این شکاف پایدار بین دسترسی به زیرساخت ها و یکپارچه سازی معنادار فناوری نشان می دهد که دسترسی به تنهایی کافی نیست. پژوهش های پیشین، باورها، ساختارهای دانش و ویژگی های فردی معلمان را به عنوان عوامل کلیدی این پدیده شناسایی کرده اند. باورهای پداگوژیک معلمان به مثابه فیلترهای شناختی عمل می کنند که تصمیمات آن ها را درباره چگونگی و چرایی استفاده از فناوری در تدریس شکل می دهند. ساختارهای دانش آن ها، به ویژه در مورد چگونگی یکپارچه سازی فناوری با محتوای درسی و رویکردهای پداگوژیک، ظرفیت آن ها را برای اجرای موثر تعیین می کند. علاوه بر این، ویژگی های فردی نظیر جنسیت، سن، سابقه تدریس و سطح تحصیلات ممکن است بر آمادگی معلمان برای پذیرش نوآوری های فناورانه تاثیرگذار باشد. بااین حال، مطالعاتی که به بررسی هم زمان نقش این متغیرها در قالب یک مدل جامع بپردازند، به ویژه در بافت آموزشی ایران، اندک است. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف تبیین نقش باورهای فناورانه، ساختارهای دانش و ویژگی های فردی در یکپارچه سازی فناوری توسط دبیران دوره متوسطه شهر تبریز و به منظور پرکردن این شکاف پژوهشی انجام شد.روش ها : این پژوهش از نوع کمی، کاربردی و با طرح توصیفی -همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دبیران دوره متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ (۴۹۷۳ نفر) بود که حوزه های درسی و نواحی آموزشی متنوعی را نمایندگی می کردند. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونه ای به حجم ۳۵۷ نفر از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شد که توزیع معلمان در پنج ناحیه آموزشی شهر را پوشش می داد. داده ها با استفاده از چهار ابزار معتبر گردآوری شد: (۱) پرسش نامه محقق ساخته جمعیت شناختی برای جمع آوری اطلاعات جنسیت، سن، سابقه تدریس و سطح تحصیلات؛ (۲) پرسش نامه ۱۷ گویه ای ساختارهای دانش با سه زیرمقیاس (دانش فنی ادراک شده، دانش ادراک شده برای یکپارچه سازی فناوری و کاربردهای آموزشی فناوری اطلاعات و ارتباطات) در طیف ۵ درجه ای لیکرت؛ (۳) پرسش نامه ۱۴ گویه ای باورهای فناورانه با الهام از چارچوب باورهای پداگوژیک دیجیتال ؛ و (۴) پرسش نامه ۱۹ گویه ای یکپارچه سازی فناوری. روایی ابزارها از طریق تحلیل عاملی تاییدی و قضاوت خبرگان تایید شد. ضرایب پایایی (آلفای کرونباخ) برای تمامی ابزارها بالای ۷۰/۰ بود که نشان دهنده پایایی درونی قابل قبول است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS۴ تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که باورهای فناورانه قوی ترین پیش بین مثبت و معنادار یکپارچه سازی فناوری در کلاس درس هستند (۳۸۸/۰= β ، ۰۱/۰< p که با چارچوب های نظری تاکیدکننده بر نقش فیلترهای ادراکی معلمان در پذیرش نوآوری های آموزشی همسوست. ساختارهای دانش به عنوان دومین عامل تاثیرگذار شناسایی شدند (۲۸۷/۰β = ، ۰۱/۰ p < که اهمیت چارچوب (TPACK) را در یکپارچه سازی معنادار فناوری برجسته می سازد. در میان ویژگی های فردی، تنها سطح تحصیلات دارای رابطه مثبت و معنادار بود (۰۹۴/۰β = ، ۰۵/۰ < p، درحالی که جنسیت، سن و سابقه تدریس اثر معناداری نشان ندادند. این یافته تاکید می کند که ظرفیت یکپارچه سازی فناوری در سراسر جامعه معلمان به طور گسترده توزیع شده و محدود به زیرگروه های جمعیت شناختی خاصی نیست. مدل پیشنهادی برازش عالی را نشان داد (۹۳/NFI= ، ۹۶/۰ CFI= ، ۰۵۶/۰ RMSEA= و ۶۸ درصد از واریانس یکپارچه سازی فناوری را تبیین کرد ۶۸/۰R²= که بیانگر آن است که متغیرهای مستقل به طور جمعی سهم قابل توجهی در قدرت پیش بینی دارند.نتیجه گیری: یافته ها تایید می کند که موفقیت در یکپارچه سازی فناوری بیش از آنکه به متغیرهای جمعیت شناختی وابسته باشد، به تحول باورهای حرفه ای معلمان و توسعه دانش یکپارچه پداگوژیک-فناورانه-محتوایی آن ها مرتبط است. این امر بر ضرورت بازتعریف برنامه های توسعه حرفه ای معلمان تاکید دارد؛ برنامه هایی که نه صرفا کارگاه های مهارت های فنی، بلکه ابتکاراتی هدفمند برای پرورش باورهای مثبت نسبت به نقش فناوری در یادگیری معنادار و ایجاد ساختارهای دانش مبتنی بر چارچوب باتکیه بر چالش های اصیل کلاسی باشند. سیاست گذاران آموزشی باید مداخلات معطوف به تحول باورها و یکپارچه سازی دانش را در اولویت قرار دهند و صرفا تامین زیرساخت ها یا آموزش های پایه ای سواد دیجیتال را مدنظر قرار ندهند.
کلیدواژه ها:
ادغام فناوری ، ویژگی های فردی ، ساختارهای دانش ، باورهای فناوری اطلاعات و ارتباطات ، معلمان دوره متوسطه
نویسندگان
سعید بی باک
گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
سیروس اسدیان
گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :