رابطه بین خطرپذیری نوجوانان و سبک فرزندپروری والدین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IPF-2-4_002
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: دوره نوجوانی به عنوان یک مرحله انتقالی حیاتی و حساس در مسیر رشد انسان با تغییرات سریع و شگرف زیستی، شناختی، روانی و اجتماعی همراه است که فرد را برای پذیرش نقش های مستقل در بزرگسالی آماده می کند. گرایش به رفتارهای مخاطره آمیز یا «خطرپذیری» به عنوان یک پدیده رشدی نسبتا شایع در این دوره ظهور می یابد که طیف گسترده ای از کنش ها از جمله پرخاشگری فیزیکی، کلامی و رابطه ای، قانون شکنی، مصرف مواد، رانندگی بی پروا، رفتارهای جنسی پرخطر و بزهکاری را دربرمی گیرد. تداوم و تشدید این رفتارها پیامدهای منفی جدی برای سلامت فرد، خانواده و جامعه در پی دارد. از دید فردی این پیامدها شامل آسیبدیدگی های جسمی، اختلالات روانی (مانند افسردگی و اضطراب)، افت عملکرد تحصیلی و درگیر شدن با سیستم قضایی است. در سطح اجتماعی نیز هزینه های اقتصادی سنگین ناشی از مراقبت های بهداشتی، کاهش بهره وری و افزایش ناامنی قابل توجه می باشد. در میان عوامل چندگانه موثر بر شکل گیری و تداوم رفتارهای پرخطر نوجوانان، نقش محوری خانواده به عنوان نخستین و بادوام ترین بستر اجتماعی سازی و سبک فرزندپروری والدین به عنوان الگوی پایدار تعامل والد فرزند قابل توجه است. ضرورت اجتماعی این پژوهش با توجه به افزایش نگران کننده رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان ایرانی و ظهور اشکال جدیدی از خطرپذیری مانند استفاده ناامن از فضای مجازی و نیز لزوم توجه به بافت فرهنگی خاص ایران در تعریف هنجارهای رفتاری و شیوه های تعامل خانوادگی دوچندان می شود. مسئله اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که «آیا سبک های فرزندپروری والدین با در نظر گرفتن نقش تعدیل گری سن و جنسیت می تواند سطح خطرپذیری نوجوانان را پیش بینی کنند؟». روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است که با هدف بررسی رابطه بین سبک های فرزندپروری والدین و خطرپذیری نوجوانان با در نظر گرفتن نقش تعدیل گری سن و جنسیت انجام می شود. در این طرح رابطه بین متغیرهای پیش بین (سبک های فرزندپروری) و متغیر ملاک (خطرپذیری) و همچنین تاثیر متغیرهای تعدیل گر (سن و جنسیت) بر این رابطه تحلیل می شود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان دانش آموز مقطع متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ تشکیل می دهند. با توجه به گستردگی جامعه و پراکندگی جغرافیایی مدارس از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد؛ بدین ترتیب، نخست از بین نواحی آموزشی شهر اهواز، چند ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس از هر ناحیه، چند مدرسه دخترانه و پسرانه به صورت تصادفی انتخاب گردید و درنهایت از هر مدرسه، چند کلاس از پایه های مختلف به عنوان خوشه نهایی انتخاب و تمامی دانش آموزان آن کلاس ها در پژوهش شرکت داده شدند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران و با توجه به مطالعات پیشین مشابه، ۳۷۱ نفر دانشآموز دختر و پسر در نظر گرفته شد که پس از توزیع پرسشنامه ها و حذف پرسشنامه های ناقص، داده های قابل تحلیل استخراج شد. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استانداردشده مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS) و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (۱۹۹۱) استفاده شد که ویژگی های روان سنجی آنها در مطالعات داخلی تایید شده است. نتایج: داده های جمع آوری شده از ۳۷۰ نوجوان (۱۹۰ پسر و ۱۸۰ دختر) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۸ تحلیل شد. ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین سبک های فرزندپروری و نمره کل خطرپذیری گویای وجود روابط قوی و معنادار در سطح ۰.۰۱ بین تمامی متغیرهاست. بین سبک مقتدرانه و نمره کل خطرپذیری رابطه منفی قوی و معناداری وجود دارد (p<۰.۰۱ , r= -۰.۸۷۷). بین سبک آمرانه و نمره کل خطرپذیری رابطه مثبت و بسیار قوی مشاهده شد (P<۰.۰۱ , r= -۰.۹۲۷). رابطه بین سبک سهل گیرانه و نمره کل خطرپذیری نیز مثبت و معنادار بود، هرچند شدت آن نسبت به دو سبک دیگر ضعیف تر است (P<۰.۰۱ , r= -۰.۳۲۳). برای بررسی نقش تعدیل گری جنسیت، تحلیل همبستگی اسپیرمن به صورت جداگانه برای گروه های پسر و دختر انجام شد. نتایج نشان داد که در هر دو گروه سبک والدگری مقتدرانه با تمام متغیرهای پرخاشگری همبستگی منفی قوی و معناداری دارد (P<۰.۰۱)؛ درحالی که سبک های سهل گیرانه و استبدادی با این متغیرها همبستگی مثبت نشان می دهند. به طور خاص در پسران سبک استبدادی با گرایش به رفتار جنسی پرخطر (ρ=۰.۸۷۵) و در دختران با گرایش به رفتار جنسی پرخطر (ρ=۰.۸۸۱) و پرخاشگری کل (ρ=۰.۸۴۸) همبستگی بالایی داشت؛ همچنین نمره پرخاشگری کل در هر دو جنس با گرایش به جنس مخالف (پسران: ρ=۰.۷۷۳ و دختران: ۰.۶۷۸=ρ) و گرایش به رفتار جنسی پرخطر (پسران: ۰.۸۸۸=ρ و دختران: ۰.۸۷۹=ρ) همبستگی مثبت قوی نشان داد. در زیرگروه کوچک نمونه دارای اعتیاد (۱۹ پسر و ۱۸ دختر)، همبستگی گرایش به اعتیاد در پسران (ρ=۰.۹۶۵) و دختران (ρ=۰.۸۴۴) بسیار بالا و معنادار بود. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، گواه محکمی بر نقش تعیین کننده سبک های فرزندپروری در شکل دهی به رفتارهای مخاطره آمیز نوجوانان است. این نتایج نه تنها فرضیات اصلی پژوهش را تایید می کند، بلکه با واکاوی نقش تعدیل گری جنسیت، لایه های پیچیده تر این رابطه را آشکار می سازد. فرضیه اول پژوهش مبنی بر وجود رابطه مثبت معنادار بین سبک مستبدانه و سطوح بالاتر خطرپذیری، به طور قاطع ترین شکل از سوی داده ها تایید شد. این یافته که همسو با پژوهش های گسترده داخلی (عبداللهی، درازی و حیدری، ۱۴۰۳؛ محمدی اکبرآبادی، ۱۳۹۸) و خارجی (بامریند، ۱۹۹۱؛ ماسود، احمد، چو و فخر، ۲۰۱۹) است، نیازمند واکاوی مکانیسم های علی احتمالی است. سبک مستبدانه با ویژگی های کنترل سختگیرانه، انتظارات انعطاف ناپذیر، فقدان گرمی عاطفی و اتکا به شیوه های تنبیهی شناخته می شود. تایید فرضیه دوم بر نقش محافظتی بی چون و چرای سبک فرزندپروری مقتدرانه صحه می گذارد. این سبک که با تلفیق بهینه «پاسخگویی» (حمایت عاطفی و ارتباط باز) و «توقع مندی» (وضع قوانین روشن و نظارت منطقی) مشخص می شود، چارچوبی امن و چالش برانگیز برای رشد نوجوان فراهم می آورد. داده های این پژوهش نشان داد که هرچند جهت روابط اساسی در هر دو جنس یکسان است، اما الگوها و شدت این روابط می تواند متفاوت باشد؛ برای مثال یافته ها گویای آن بود که رابطه محافظتی سبک فرزندپروری مقتدرانه و رابطه خطرآفرین سبک فرزندپروری سهل گیرانه در دختران قوی تر به نظر می رسد. این تفاوت ها را می توان از نظر تفاوت های جامعه پذیری جنسیتی، شیوه های ابراز پرخاشگری و خطرپذیری و حساسیت به روابط تبیین کرد؛ بنابراین نقش تعدیل گری جنسیت نشان می دهد مداخلات مبتنی بر خانواده باید حساس به جنسیت باشند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد صادق رجائی پور
مربی/دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، اهواز، خوزستان (نویسنده مسئول).
فاطمه جعفری کاکلکی
دانشکده علوم تربیتی، مشاوره و روانشناسی دانشگاه آزاد، اهواز، خوزستان.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :