این پژوهش با هدف تبیین انسجام فضایی
مدارس سنتی ایران از طریق تلفیق تحلیل دوبعدی نحو فضا با ارزیابی مولفه های مقطعی و سه بعدی انجام شد. روش پژوهش، تحلیلی-تطبیقی است و در آن هشت مدرسه تاریخی با استفاده از تحلیل گراف دید (VGA) مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله نخست، شاخص های اتصال بصری، یکپارچگی بصری، کنترل، عمق میانگین و خوانایی با استفاده از نرم افزار دپس مپ استخراج شدند. در مرحله دوم، مولفه های کالبدی شامل نسبت محصوریت حیاط، سلسله مراتب ارتفاعی، میزان گشودگی جداره ها، تعداد طبقات، نوع پوشش فضاها و محورهای دید عمودی بر اساس پلان ها، مقاطع، نماها و اطلاعات کالبدی اندازه گیری یا برآورد شدند. سپس نتایج دو سطح تحلیل در قالب یک ماتریس تلفیقی مقایسه و تفسیر گردیدند. یافته های پژوهش نشان داد که حیاط مرکزی در تمامی نمونه ها مهم ترین عنصر سازمان دهنده روابط دیداری و حرکتی است و تحلیل صرفا دوبعدی برای تبیین کامل تجربه فضایی کافی نیست. در میان نمونه ها، مدرسه خان شیراز با میانگین
یکپارچگی بصری ۱۶٫۸۲ و ضریب خوانایی ۰٫۹۷، بیشترین انسجام پیکره بندی را نشان داد. تحلیل مقطعی و سه بعدی نیز مشخص کرد که مرکزیت حیاط تنها به روابط افقی پلان وابسته نیست، بلکه با نسبت ارتفاع به عرض حیاط، سلسله مراتب میان حجره، رواق، ایوان و مدرس، میزان گشودگی جداره ها و ساختار پوشش فضاهای اصلی ارتباط دارد. مدرسه خان با شاخص تقریبی سلسله مراتب ارتفاعی ۱٫۸۲ و گشودگی بیشتر جداره ها، بیشترین همگرایی میان مرکزیت افقی پلان و تاکید عمودی ایوان ها را نشان داد. در مقابل، در مدرسه آقابزرگ کاشان، شاخص تقریبی سلسله مراتب ارتفاعی ۲٫۴۳، گنبدخانه، ایوان مرتفع و اختلاف تراز صحن ها بخشی از محدودیت های خوانایی پلان را جبران کردند. نتایج نهایی بیانگر آن است که تلفیق تحلیل نحو فضا با ارزیابی ویژگی های ارتفاعی، محصوریت، گشودگی، اختلاف تراز و ساختار سقف ها، چارچوب جامع تری برای درک سازمان فضایی
مدارس سنتی ایران فراهم می کند.