این مقاله با بهرهگیری از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به تحلیل کتاب «نامههای ایرانی» منتسکیو میپردازد. هدف، کاوش در سازوکارهای زبانی، روایی و گفتمانیای است که بازتولید و تقابل با گفتمانهای مسلط عصر روشنگری (استبداد، شرقشناسی، پدرسالاری) را ممکن میسازد. دادهها شامل نامههای منتخب در سه سطح توصیف (ویژگیهای زبانی و بلاغی)، تفسیر(رابطه متن با شرایط تولید و دریافت و شناخت چندصدایی و بینامتنی) و تبیین (کنش اجتماعی متن و آشکارسازی ایدئولوژی و روابط قدرت) تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد منتسکیو با طنز، تقابل واژگانی، قالب نامهنگاری، آشناییزدایی و چندصدایی، فضایی برای نقد غیرمستقیم و همزمان بازتولید گفتمانهای مسلط میآفریند. از سوی دیگر، اثر به کلیشههای شرقشناسانه گرفتار آمده که پارادوکسی در پروژه روشنگری برجسته میکند. نامههای زنان حرمسرا و خواجهسرایان در بازیابی عاملیت سوژههای خاموش و طرح مقاومت در برابر
استبداد نقشی محوری دارند. همچنین پاسخ زرینکوب به پرسش هویت ایرانی، استمرار و پیچیدگی گفتگوی گفتمانی شرق و غرب را از طریق بازتعریف هویت نشان میدهد. در نهایت، «نامههای ایرانی» نه تنها بازتابی از شرایط تاریخی-اجتماعی عصر روشنگری، بلکه به عنوان پراکتیک گفتمانی چندلایه و پارادوکسیکال، نقشی فعال در بازتولید و نقد گفتمانهای مسلط دارد. این پژوهش نمونهای از ظرفیت تحلیل گفتمان انتقادی در فهم متون کلاسیک سیاسی-فرهنگی است.