پژوهش حاضر به تحلیل انتقادی داده های گردآوری شده در کتاب جنسیت و امپراتوری می پردازد تا نشان دهد این اثر تا چه اندازه در واکاوی مباحث استعمارپژوهی موفق بوده است. بداعت موضوع از اتخاذ منظر جنسیت پژوهی آغاز می شود که در آن نقش های اجتماعی، کارکردها و نیز مناسبات جنسیتی، در سازوکار استعمار در بوته بحث و نظر قرار می گیرد. به لحاظ روشی، مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه اسنادی مجموعه مقالات اثر حاضر است. یافته ها نشان می دهد فصول کتاب وجهی تاریخی داشته و عمدتا بر مواجهه استعمارگران و بومیان در دوره استعمار اولیه متمرکز بوده، و به روایت خاورمیانه از استعمارگری بریتانیا و نیز تعامل استعمارگران با مسلمانان توجهی ندارد. نظامهای خویشاوندی را با مسامحه نادیده و به تبع آن از طیفی از موقعیتها موثر در فرودستسازی جنسیتی در جریان استعمار می گذرد. بااینهمه به معرفی استراتژیهای اعمال
قدرت استعمارگران شامل طرد مستقیم و سازمان یافته و نیز تبعیض ساختارمند از یکسو و تلاش برای همسانسازی می پردازد. در عین حال به موضوعات مرتبط با جنسیت اعم از نژاد، خشونت، مهاجرت، کودکی، پزشکی، ماموریت مبلغان، سیطره و استیلای امپراتوری و در نهایت استعمارزدایی در قرن ۱۸ تا ۲۰ می پردازد. در مجموع خوانش انتقادی این متون، داده هایی در بروز و نمود هویتهای بومی در کشاکش موقعیت های روزمره
قدرت و
مقاومت دارد.