مقدمه: لندفیل یا انباشت باز زباله از پرکاربردترین روش های مدیریت زباله جامد شهری در سراسر جهان محسوب می شود. در حال حاضر بسیاری از مکان های انباشت زباله فعال در کشورهای در حال توسعه فاقد سیستم جمع آوری شیرابه و امکانات تصفیه مناسب هستند که سبب آسیب جدی به محیط زیست به ویژه در جنگل های هیرکانی شده است. با این حال تا کنون پژوهشی در خصوص مقایسه شاخص های میکروبی و
حاصلخیزی زیستی خاک در رویشگاه های طبیعی جنگلی در مکان های مختلف انباشت زباله در کشور گزارش نشده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلا، در چهار شهر بهشهر، شیرگاه، نور و چالوس، هم در توده های جنگلی مجاور (فاقد آلودگی) و هم در مکان های انباشت زباله انجام گرفت.مواد و روش ها: در این پژوهش، نمونه برداری خاک از چهار مکان انباشت زباله در شهرهای مختلف انجام گرفت. در هر مکان، ۲۰ نمونه خاک در فصل رویش از دو عمق ۰ تا ۱۰ و ۱۰ تا ۲۰ سانتی متری برداشت شد. همچنین نمونه های شاهد نیز از توده های جنگلی مجاور و عاری از آلودگی به منظور مقایسه با مناطق آلوده برداشت شدند. همه نمونه ها پس از انتقال به آزمایشگاه، تحت آزمون های شیمیایی و زیستی قرار گرفتند. به منظور ارزیابی حاصلخیزی زیستی نیز از شاخص حاصلخیزی زیستی خاک۱ به عنوان یک معیار استاندارد استفاده شد. این شاخص بر اساس ماده آلی خاک، تنفس پایه، کربن زی توده میکروبی کربن، ضریب متابولیک و نرخ معدنی شدن محاسبه می شود.یافته ها: در همه شهرهای بررسی شده، شاخص های آنزیمی و میکروبی خاک در مکان های انباشت زباله به طور معنی داری نسبت به توده جنگلی مجاور کاهش یافته و این اختلاف در همه شهرها معنی دار بوده است (۰۱/۰>P). همچنین نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین فعالیت آنزیم های اوره آز، اسید فسفاتاز، آریل سولفاتاز و اینورتاز در هر دو عمق به ترتیب مربوط به شهرهای چالوس و بهشهر بوده است (۰۱/۰>P). افزون بر این، نتایج بررسی شاخص حاصلخیزی خاک در مکان های انباشت زباله نشان داد که هر چهار شهر در شرایط پیش از استرس و هشدار هستند و کمترین امتیاز (۹) به لحاظ شاخص
حاصلخیزی زیستی خاک مربوط به بهشهر بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که انباشت زباله در جنگل های هیرکانی سبب کاهش معنی دار شاخص های میکروبی و فعالیت آنزیمی خاک و همچنین افت حاصلخیزی زیستی در مقایسه با توده جنگلی همجوار شده است. این تغییرات بیانگر تهدید جدی برای پایداری عملکرد اکوسیستم های جنگلی است. بنابراین از یافته های پژوهش حاضر می توان به طور مستقیم در مدیریت پایدار جنگل های هیرکانی استفاده کرد. توصیه می شود اقدامات مدیریتی نظیر جلوگیری از انباشت غیراصولی زباله، پایش مستمر کیفیت خاک و طراحی برنامه های ترمیم زیستی در مناطق آلوده به عنوان اولویت اجرایی در دستور کار مدیران منابع طبیعی و محیط زیست قرار گیرد.