بیست سال بعد: بازاندیشی در نوسازی متوازن بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری
محل انتشار: فصلنامه مکتب احیاء، دوره: 4، شماره: 11
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JORS-4-11_001
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
بیست سال پیش، مسئله بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری عمدتا به مثابه مسئله ای ناشی از فرسودگی کالبدی صورت بندی می شد. ساختمان ها فرسوده شده بودند، زیرساخت ها عمر خود را سپری کرده بودند، فضاهای عمومی کیفیت خود را از دست داده بودند و محیط های شهری به تدریج توانایی خود را برای پشتیبانی از زندگی اجتماعی و اقتصادی ساکنان از دست می دادند. بنابراین، پاسخ غالب نیز نسبتا روشن به نظر می رسید: شناسایی بافت های فرسوده و ناکارآمد، تهیه طرح های نوسازی، بسیج منابع عمومی و خصوصی، بازسازی کالبد و بازگرداندن محدوده به وضعیتی که با معیارهای معاصر شهرسازی سازگار تلقی می شد.
بااین حال، تجربه دو دهه گذشته نشان داده است که فرسودگی و ناکارآمدی صرفا یک وضعیت کالبدی نیست و نوسازی نیز صرفا فرایندی برای ساخت وساز نیست. تداوم بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری، علی رغم طرح ها، سیاست ها، پروژه ها و سرمایه گذاری های متعدد، ما را ناگزیر می کند که مبانی فکری خود درباره نوسازی شهری را دوباره بررسی کنیم. پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که چگونه باید بافت های فرسوده و ناکارآمد را نوسازی کرد؛ بلکه این است که: وقتی عوامل فرسودگی و ناکارآمدی هم زمان کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، نهادی، فرهنگی و فضایی هستند، اساسا نوسازی به چه معناست؟
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا عندلیب
Associate Professor, Department of Urban Planning, Science and Research Branch, Islamic Azad University.