در ستایش امید؛ درنگی بر تاب آوری گردشگری ایران" >در ستایش امید؛ درنگی بر تاب آوری گردشگری ایران" >در ستایش امید؛ درنگی بر تاب آوری گردشگری ایران" >

<span lang="FA">در ستایش امید؛ درنگی بر تاب آوری گردشگری ایران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_TOC-7-25_001

تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405

چکیده مقاله:

هنوز تصویر فرودگاه کیش در روزهایی که پروازها یکی پس از دیگری لغو می شد یا با نصف ظرفیت به زمین می نشست، از ذهنم پاک نشده است. سکوتی سنگینی که بر سالن های انتظار حاکم بود، تنها سکوت یک فرودگاه نبود؛ سکوت صنعتی بود که میلیون ها انسان در سراسر جهان با آن روزگارمی گذراندند و چرخ زندگی شان را به حرکت وا می داشت. در آن روزها، مسئولیت اداره سازمان منطقه آزاد کیش را بر عهده داشتم؛ جزیره ای که نه تنها یکی از مهم ترین مقاصد گردشگری ایران، بلکه نمونه بارزی است از پیوند فرهنگ، اقتصاد، سرمایه گذاری، حمل ونقل، خدمات و امید اجتماعی؛ کرونا، بیش از هر بحران دیگری، به ما آموخت گردشگری فقط مجموعه ای از هتل ها، پروازها، مراکز خرید و جاذبه های طبیعی نیست؛ بلکه شبکه ای است زنده و پویا از اعتماد، امید و مشارکت انسان ها؛ تجربه زیسته ای که شاید بزرگ ترین آموزه حرفه ای زندگی من بود. امروز، اگرچه همه گیری کرونا به گذشته پیوسته است، صنعت گردشگری اما، همچنان در معرض آزمون های دشوار قرار دارد. شرایط اقتصادی، تحولات اجتماعی، تنش های منطقه ای و فضای آمیخته به نگرانی و انتظار، بر تصمیم خانواده ها برای سفر و بر آینده سرمایه گذاری در این صنعت اثر گذاشته است. شاید نتوان برای این وضعیت نام مشخصی انتخاب کرد؛ نه جنگ است و نه صلح و نه آرامشی پایدار. اما، دقیقا در چنین شرایطی است که مفهوم «تاب آوری» از یک اصطلاح علمی فراتر می رود و به ضرورتی برای بقا و آینده نگری تبدیل می شود. در سال های اخیر، واژه تاب آوری به فراوانی به کار می رود؛ به نظر، تاب آوری را صرفا نباید میزان تحمل سختی ها تلقی کرد. شاید بتوان آن را به مفهوم توانایی حفظ امید، اتخاذ تصمیم های مسئولانه و یافتن راه های تازه به ویژه زمانی که افق پیش رو چندان روشن نیست به کار گرفت. این همان چیزی بود که در روزهای دشوار کرونا، در میان کارکنان، فعالان بخش خصوصی، هتلداران، سرمایه گذاران و مردم کیش به خوبی مشاهده کردم. آنچه چراغ گردشگری را در آن دوران تلخ روشن نگاه داشت، اعتماد متقابل، احساس مسئولیت جمعی، ایثار و گذشت، مروت و همراهی های مثال زدنی بود که توانستیم با هزینه های کمتری تاب بیاوریم و جزیره چون گذشته درخشان به ماند. همین تجربه، امروز نیز، می تواند راهنمای ما باشد. چه بخواهیم چه نخواهیم بحران ها می آیند ولی، بالاخره می روند، اما سرمایه های واقعی گردشگری می مانند، فضای کسب وکار دستخوش تغییر می شوند، زیرساخت ها ممکن است آسیب ببینند، آمارها کاهش یابند و بازارها دچار رکود شوند اما، اگر سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و امید به آینده دوام یابد، بازسازی این صنعت دور از دسترس نخواهد بود. ایران از این منظر، کشوری کم نظیر است. کمتر سرزمینی را می توان یافت که جاذبه های متنوعی از میراث تاریخی، فرهنگ، هنر، طبیعت، اقلیم و مهمان نوازی را یکجا در خود جمع کرده باشد. این سرمایه ها ماندگارند نه با نوسانات اقتصادی از میان می روند و نه با فراز و فرودهای سیاسی؛ آنچه ممکن است آسیب ببیند، تصویر ذهنی مقصد، اعتماد گردشگران و انگیزه فعالان این صنعت است و دقیقا همین جا است که مسئولیت دست اندرکاران، رسانه ها، دانشگاهیان و بخش خصوصی صد چندان می شود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید تعریف خود را از گردشگری بازنگری کنیم. گردشگری تنها ورود گردشگران خارجی یا افزایش آمار سفر نیست. هر سفری که به شناخت بیشتر ایران، تقویت اقتصاد محلی، حفظ میراث فرهنگی و افزایش نشاط اجتماعی بیانجامد، بخشی از سرمایه ملی ماست. حمایت از گردشگری داخلی، تقویت کسب وکارهای کوچک و متوسط، شناساندن مقاصد کمتر شناخته شده و توجه به گردشگری مسئولانه، دیگر نه یک انتخاب که ضرورتی است برای تضمین آینده این صنعت راهبردی؛ در این میان، رسانه های تخصصی نیز، رسالتی فراتر از انتشار اخبار دارند. رسانه باید امید را روایت کند، اما نه امیدی که بر آرزوی غیر واقع بینانه و ناشدنی ها استوار باشد؛ امیدی که از دل واقعیت و تجربه برمی آید. جامعه امروز بیش از پیش به روایت های صادقانه نیاز دارد؛ روایت هایی که بدون انکار دشواری ها و واقعیت ها، تصویری از شرایط بهتر را حکایت کنند. سال ها حضور در عرصه گردشگری از حوزه نظر تا اجرا، این باور را در من تقویت کرده است که آینده این صنعت، بیش از آن که به پایان بحران وابسته باشد، به کیفیت مدیریت بحران ها و نوع حکمروایی وابسته است. تجربه بسیاری از کشورها به خوبی نشان می دهد که با بازسازی اعتماد توانسته اند از جنگ ها، بیماری های فراگیر، بلایای طبیعی یا رکود اقتصادی، فرصت خلق کنند و بسیار زودتر از تصور به مزیت رقابتی خود در صنعت گردشگری برگردند. اعتماد، مهم ترین سرمایه گردشگری است؛ سرمایه ای که با صداقت، برنامه ریزی، گفت وگو و همراهی به دست می آید و با بی توجهی به آسانی از میان می رود. اگر بخواهم همه آنچه را در این سال ها از «گردشگری» آموخته ام، در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم: «صنعت سفر چیزی جز، امید نیست». هر مسافری که با خاطره ای خوش از مقصدی بازمی گردد، هر میزبانی که با مهربانی از میهمان خود استقبال می کند و هر کارآفرینی که با وجود دشواری ها چراغ کسب وکارش را خاموش نمی کند، در حقیقت در حال ساختن آینده ای بهتر برای ایران است. امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این امید نیاز داریم؛ امیدی که نه از خوش بینی ساده انگارانه، بلکه از شناخت ظرفیت های این سرزمین و ایمان به توان ایرانی سرچشمه می گیرد. تاریخ ایران بارها نشان داده است که این سرزمین از روزهای دشوار عبور کرده و دوباره ایستاده است و به یقین گردشگری نیز، از این قاعده مستثنی نیست. وظیفه امروز همه مدیران، فعالان بخش خصوصی، دانشگاهیان، رسانه ها و سیاست گذاران، باید پاسداری و صیانت از همین امید باشد؛ زیرا هرجا امید زنده بماند، سفر نیز، ادامه خواهد یافت و با تداوم سفر، فرهنگ، گفت وگو و زندگی نیز، جریان خواهد داشت. و در نهایت «گردشگری را باید از منظر فرهنگ امید نگریست نه صرفا اقتصاد سفر...».

نویسندگان

جعفر آهنگران

گروه گردشگری، دانشکده گردشگری، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران