از هویت رسمی تا حاشیه اجتماعی در شهر مشهد: بی شناسنامه ها به مثابه دیگری
محل انتشار: فصلنامه علمی جمعیت، دوره: 31، شماره: 128
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 75
فایل این مقاله در 38 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_POPU-31-128_006
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: بی تابعیتی و فقدان شناسنامه از جمله مسائل اجتماعی کمتر دیده شده ای است که پیامدهای عمیق و چندلایه ای بر زندگی فردی و اجتماعی افراد برجای می گذارد. روش پژوهش: پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه زیسته افراد فاقد شناسنامه و بی تابعیت، در سال ۱۴۰۴ و در شهر مشهد انجام شد. این تحقیق کیفی با بهره گیری از روش گراندد تئوری و تحلیل پدیدارشناختی به شیوه کتی چارمز طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۶ مشارکت کننده زن و مرد که بیش از ده سال بدون مدارک هویتی زندگی کرده اند، جمع آوری شد و نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بی تابعیتی صرفا یک وضعیت حقوقی یا اداری نیست، بلکه نوعی وضعیت اجتماعی فراگیر است که تمامی ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و جمعی را تحت تاثیر قرار می دهد. تحلیل داده ها منجر به استخراج تم هایی چون احساس بی هویتی و طرد اجتماعی، ناامنی و ترس مداوم، محرومیت از حقوق و خدمات اجتماعی، محدودیت در تحقق نقش های فردی و خانوادگی و بازتولید میان نسلی محرومیت شد. بی تابعیتی افراد را در وضعیتی از «تعلیق اجتماعی» یا زیست آستانه ای قرار می دهد، جایی که نه کاملا درون جامعه پذیرفته می شوند و نه کاملا بیرون از آن هستند. یافته ها در پرتو نظریه «حق داشتن حقوق» هانا آرنت و نظریه تابعیت اجتماعی مارشال تحلیل شده و مفهوم «دیگری آستانه ای» به عنوان چارچوب مفهومی برای تبیین وضعیت افراد فاقد شناسنامه پیشنهاد می شود. نتیجه گیری: این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در سیاست های هویتی، اجتماعی و حقوقی و توجه به پیامدهای انسانی بی تابعیتی تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامرضا تبریزی کاهو
استادیار گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی، دانشگاه تابران، مشهد، ایران
سحر تبریزی
دانشجوی دکتری هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران