اورمیه جایگاه مهم و برجسته ای در تاریخ و
ادبیات آذربایجان دارد. تاریخ پرتلاطم و گاه خونین این منطقه، نتوانسته است میراث غنی ادبی آن را محو کند. ارومیه یکی از کانون های مهم تصوف و عرفان بود و عالمان و شاعرانی همچون حسام الدین چلبی از این منطقه برخاسته اند.
ادبیات شعر اورمیه را می توان به سه بخش کلی تقسیم کرد:۱.
شاعران کهن: آثار باقی مانده از این دوره کم است و بخشی از آن به زبان عربی است.۲.
شاعران دیوان ساز: این
شاعران به سبک کلاسیک (قصیده، غزل، رباعی و...)
شعر سروده و دیوان تدوین کرده اند.۳.
شاعران قوشماسرا (ادبیات عاشیقی): این بخش، مهم ترین و پویاترین شاخه
شعر ارومیه است. قوشماهای ارومیه معمولا چهار بند دارد و در محافل ساز و سخن اجرا می شود. این ادبیات، غنی ترین میراث شفاهی منطقه است که سینه به سینه و دهان به دهان حفظ شده و در قرن اخیر مکتوب گردیده است، هرچند بسیاری از آثار هنوز جمع آوری نشده اند. در دوران معاصر،
شاعران ارومیه عمدتا در دو قالب فعال اند:
شعر هجایی (عاشیقی)،
شعر کلاسیک عروضیهمچنین تجربه هایی در قالب های
شعر نو نیز وجود دارد، اما این حوزه هنوز به پختگی و جایگاه مشخصی نرسیده است.