تروریسم، امروزه از حیث هدف و انگیزه ارتکاب با گذشته متفاوت است. ارتکاب ترور با انگیزه ها یا پیش زمینه های ایدئولوژیکی یکی از صور وقوع این جرم است. این نوع تروریسم، هم دارای ابعاد حقوقی ناظر بر احراز مسوولیت کیفری مرتکبان و محاکمه و مجازات آن هاست، و هم دارای ابعاد فراحقوقی مانند
تحلیل روان شناسانه آن است. مهم ترین موضوعات مورد تامل جرم شناسان و روان شناسان، بررسی موضوعاتی از قبیل تاثیر انواع
ساختارهای روانی (نوروسس، پرورژن و سایکوسس)، در ارتکاب این جرم چیست و آیا اینکه برخورداری از یک ساختار روانی خاص، میتواند علت اصلی محرکه ارتکاب آن باشد؟ هدف این تحقیق پاسخ به این سوال است که مولفه های موثر در وقوع جرائم تروریستی ایدئولوژیک و روش های مقابله با آن با مداقه در سازوکارهای روان شناختی چیست؛ و موضوع اصلی، تبیین ارتباط میان مشکلات روانی و بزهکاری است که در مورد این جرائم و مرتکبان آن، یافته های نوینی را فراروی پژوهشگران قرار داده است. شیوه تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و در آن، تحلیل روانی این جرم، مفهوم و ویژگی های آن، تعریف ساختارهای مختلف روان از منظر دانش روان شناسانه و متغیرهای عمده موثر بر ارتکاب آن و
پاسخ ها به تروریسم ایدئولوژیکی در پرتو تحلیل روان شناسانه، مطالعه شده اند. به موجب این پژوهش، ایدئولوژی در ارتکاب این جرم، نقش یک کاتالیزور را عمل می کند ولی هرگز علت تام نیست و باید آمادگی روانی لازم (مشکلات روانی) وجود داشته باشد تا ارتکاب آن تسهیل شود؛ لذا می توان الگوهای مقابله با آن را بر اساس سازوکارهای روان شناختی، تعریف و اجرا کرد.