تاثیرکدهای ژئوپلیتیک بر پیوندهای فراملی مناطق آزاد ایران(از گفتمان سازندگی تا تدبیر و امید)
محل انتشار: فصلنامه پژوهش های دانش زمین، دوره: 17، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ESRJ-17-2_005
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه امروزه مناطق آزاد به مثابه مکان هایی برای اتصال به اقتصاد جهانی نقش آفرینی می کنند. این مناطق شکلی از استثناگرایی سرزمینی هستند که بیشتر برای جذب فرایندهای اقتصادی ایفای نقش می کنند که در اقتصاد ملی امکانات و ظرفیت های پرداختن به این جنبه از فرآیندهای اقتصادی وجود ندارد. مناطق آزاد به عنوان دروازه های ورود به اقتصاد جهانی نگریسته می شوند که توانایی پیوند اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی یا شبکه ای را فراهم می سازند. این مناطق معمولا در مکان هایی ایجاد می شوند که از نظر جغرافیایی برای تجارت مفید هستند و اغلب در کنار یک بندر دریایی، فرودگاه، بندر رودخانه ای، یا بندر خشک قرار می گیرند در واقع درج یک بندر با امکانت لجستیکی در موفقیت آن ها نقش کلیدی دارد. مناطق آزاد برای ادغام در تولید و تجارت جهانی به وجود آمده اند تا جایی که اقتصادهای صادرات محور همچون، هند و دبی (را که نقش واسطه ای داشت) را در اقتصاد جهانی ادغام کرد. مناطق آزاد با تولید و تجارت و با کاهش پیچیدگی گمرکات و بازارهای جهانی اصطکاک به وجود آمده توسط مرزها را کاهش می دهند و دو منطقه گمرکی خارج از محدوده خودشان را به هم وصل می کنند این مناطق به عنوان گره گاه های اقتصاد شبکه ای عمل می کنند و نقش دروازه ورود کشورها به اقتصاد جهانی را برعهده دارند. در پژوهش حاضر، موضوع محوری، در حقیقت گفتمان های سیاسی در دوره های ریاست جمهوری ایران است که نوع نگاه هر دوره را به سیاست بین الملل مشخص می سازد. گفتمان های سیاسی دوره های ریاست جمهوری و نوع نگاه آن ها به سیاست بین الملل مشخص می سازد که این گفتمان ها چگونه توانسته اند در سه مقیاس همسایگی، منطقه ای و جهانی، سطح پیوندهای مناطق آزاد را با اقتصاد جهانی افزایش داده و یا اینکه درهم تنیدگی این مناطق را با اقتصاد جهانی کاهش داده اند. از نظر اندیشمندان جغرافیای سیاسی نوع رویکرد هر گفتمان سیاسی به سیاست بین الملل در سطح کلان تحت عنوان کدهای ژئوپلیتیک تعبیر می شود. برای پیتر تیلور و کالین فلینت کد ژئوپلیتیکی در واقع دستور کار عملیاتی سیاست خارجی یک کشور در ورای مرزهای آن است که به ارزیابی مکان های جغرافیایی در هر سه مقیاس محلی (همسایگی) منطقه ای و جهانی برای تشخیص دوست و دشمن می پردازد. برخلاف دیدگاه کلی، کد ژئوپلیتیکی به عنوان «مجموعه ای از مفروضات راهبردی تعریف می شود که یک دولت در مورد سایر دولت ها در اتخاذ سیاست خارجی خود مطرح می کند و رابطه بین جغرافیا و سیاست را آشکار می کند. به اعتقاد فلینت ممکن است یک رئیس جمهور در گفتمان خود از زبانی استفاده کند که نشان دهنده اتحاد و دوستی باشد مانند بیل کلینتون در آمریکا و رئیس جمهور دیگر بیشتر بر زبان خصومت و تهدید تاکید کند مانند دو دولت بوش. در واقع در این سخنرانی ها روسای جمهور، جهان بینی های خود را به تصویر می کشند و آن را برای مردم تفسیر می کنند زیرا به اعتقاد اسپروتس تصمیمات دولتمردان و نگرانی های مردم بر واقعیت های جغرافیایی استوار است. در واقع این سخنرانی ها همان بازنمایی ژئوپلیتیک و محاسبه پنجم از کدهای ژئوپلیتیک است که در سخنرانی ها فرموله می شوند. از آنجایی که سخنرانی یک فعالیت عمده ژئوپلیتکی است و نشان دهنده تاکیدات منطقه ای ریاست جمهوری ها در طول زمان است، لذا در این پژوهش با روش تحلیل محتوا به دنبال پیدا کردن کشورهای دشمن در سه مقیاس همسایگی، منطقه ای و جهانی در دوره های گفتمانی ریاست جمهوری های کشور ایران هستیم تا بتوانیم پیوندهای فراملی مناطق آزاد را به عنوان مطالعه موردی با اقتصاد جهانی تحلیل کنیم. اساسا کدهای ژئوپلیتیک با هدف شناسایی دوست و دشمن درون این گفتمان ها ایجاد شده و شکل می گیرند. مواد و روشها اصطلاح تحلیل محتوا، اصطلاح تقریبا جدیدی است که به سال ۱۹۶۱ باز می گردد. اواخر دهه ۱۹۵۰ شاهد علاقه محققان به ترجمه مکانیکی، انتزاع مکانیکی و سیستم های بازیابی اطلاعات بود. در قرن اخیر زبان های رایانه ای مناسب برای پردازش داده های تحت اللفظی پدیدار شدند و مجلات علمی به کاربردهای رایانه در روان شناسی، علوم انسانی و علوم اجتماعی توجه کردند. حجم زیاد اسناد مکتوب برای پردازش در تحلیل محتوا و تکراری بودن کدنویسی، رایانه را به یک متحد طبیعی و در عین حال دشوار برای تحلیلگر محتوا تبدیل کرده است. توسعه نرم افزار برای پردازش داده های تحت اللفظی (برخلاف عددی) زمینه های جدیدی از اکتشاف را تحریک کرد، مانند بازیابی اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی، سبک شناسی محاسباتی، زبان شناسی محاسباتی، فناوری واژه پردازی، و تحلیل محتوای محاسباتی. با رشد سیستم های کامپیوتری امکان پردازش داده ها بیشتر شد و امکان تحلیل محتوا روی انواع داده با حجم بالا انجام شد. در واقع تحلیل محتوا، فرآیند تبدیل کیفیت ها به کمیت ها و سپس تبدیل همین کمیت به کیفیت است. این روش، بیش تر در روند پژوهشی، پژوهش های تلفیقی، بررسی تصاویر واقعیت ها و نیز بررسی میزان انطباق برنامه ها با ویژگی های ساختاری و محتوایی بکار برده می شود. تحلیل محتوا یک روش تحقیق کیفی برای شناسایی، تحلیل و تفسیر الگوهای معنایی و فراوانی عناصر متن، رسانه ها و اسناد است. روش می تواند کمی (شمارش کلمات، مفاهیم) یا کیفی (تحلیل مضامین، معانی پنهان) باشد و در بررسی رسانه ها، سیاست، آموزش و علوم انسانی کاربرد دارد. نخستین حرکت به سمت تحلیل محتوای کیفی را می توان در مﻘاله کراکویر تحت عنوان چالش تحلیل محتوای کیفی (۱۹۵۲) جستجو نمود. این مقاله، مناقشه ای بر سر استراتژی های کاربردی در تحلیل محتوا در دهه ۵۰ میلادی به راه انداخت. کراکویر در این مﻘاله، روش تحلیل محتوای کیفی را به رسمیت شناخت و با بیان نمودن ضعف های موجود در روش کمی، ضرورت ایجاد نسخه ای انسان گرایانه و کیفی از تحلیل محتوا را خاطر نشان کرد. این پژوهش در واقع بر اساس روش شناسی پژوهش جان اولافلین و ریچارد گرنت و مقاله کالین فلینت و همکاران را برای پیدا کردن کدهایی ژئوپلیتیک ایران، برای اولین بار سرلوحه کار خود قرار داده است. در پایان نیز از کدهای ژئوپلیتیک، نقشه های ذهنی بازیگران سیاسی استخراج می شود. برای اینکار چهار گفتمان سیاست خارجی را به عنوان چارچوب سازماندهی خود استفاده می کند که در آنها تفاوت های قابل توجهی بین دولت ها از نظر حمایت از سیاست های جهانی و منطقه ای از طریق تجزیه و تحلیل سخنرانی ها پیگیری می کند برای استخراج کدها از سایت ریاست جمهوری و همچنین روزنامه ها و مقالات و کتاب ها به عنوان روش گردآوری داده ها استفاده شده است. در واقع هرچه تعداد سخنرانی ها، پاراگراف ها و کلمات نسبت به یک منطقه یا کشور بیشتر باشد، بازتابگر نگرانی و اهمیت دولت نسبت به آن مکان است. البته ممکن است رویدادهای ملی درون هر کشور تعداد سخنرانی ها را بیشتر کند یا بدتر شدن شرایط اقتصادی و جنگ تعداد سخنرانی ها را کمتر کند. گفتمان ها صرفا انتزاعی هستند و به عنوان چارچوب های کلی در نظر گرفته می شوند که در آنها ویژگی های کدهای ژئوپلیتیکی ساخته می شود. بنابراین این پژوهش با روش تحلیل محتوا و با گرداوری داده های کتابخانه ای و اسنادی به یافتن کدهای ژئوپلیتیکی ایران در گفتمان های سیاسی اخیر و اثرات آن ها بر پیوند های فراملی مناطق آزاد پرداخته است. نتایج و بحث از آن جایی که کدهای ژئوپلیتیک دستورالعملی برای سیاست خارجی هستند لذا جهت گیری های سیاست خارجی را می توان درون سخنرانی های ریاست جمهوری ها که خود عملی ژئوپلیتیکی است پیدا کرد. این جهت گیری ها شامل تاکیدات ریاست جمهوری ها به مناطق جغرافیایی و کشورهای دیگر است. از این جهت می توان گفت که برخلاف نظریات مکیندر، تصورات ژئوپلیتیکی در سه مقیاس همسایگی، منطقه ای و جهانی متاثر از تحولات و جابجایی نیروهای داخلی با تفکرات متفاوت است. لذا در این راستا از چهار بازیگر سیاسی ایران با آمریت ریاست جمهوری، در هرسال یک سخنرانی به صورت تصادفی انتخاب شد و سپس به تحلیل محتوای آنها برای کمی سازی پرداخته شد و تلاش گردید تغییرات تاکیدات جهانی و منطقه ای بررسی شود. سپس اقدام به استخراج کشورهای دشمن از این سخنرانی ها شود و در انتها تاثیر آن ها بر پیوندهای فراملی مناطق آزاد تحلیل شوند. به طور کلی در این دوره ها به علت محدودیت دسترسی، سخنرانی ها از منابع مختلفی شامل سایت ها، مقالات، کتاب ها و روزنامه ها انتخاب شدند. نتیجه پژوهش نشان دهنده این است که گفتمان های سیاسی در دوره های ریاست جمهوری که مناسبات دوست و دشمن را در سیاست بینالملل کمتر به کار می گرفته است و امر سیاسی را در فضاهای فراملی بازتولید نکرده است، مناطق آزاد ایران در همان دوره ها توانسته اند پیوندهای بیشتری با اقتصاد شبکه ای برقرار سازند و حجم سرمایه گذاری های مستقیم خارجی را افزایش دهند. نتیجهگیری از آنجایی که کدهای ژئوپلیتیک جهت گیری های سیاست خارجی کشورها را از طریق تعیین کشورهای دوست و دشمن در ورای مرزها مشخص می کنند. لذا در این محاسبات پنج گانه هرچه تعداد کشورهای دوست افزایش یابد سطح گشودگی در عرصه سیاست خارجی نیز افزایش می یابد. این کدها که توسط دولت ها در جهان پازلی مشخص می شوند، سطح روابط با اقتصاد شبکه ای با میزان سرمایه گذاری خارجی را مشخص می کنند. کدهای ژئوپلیتیک را می توان درون سخنرانی های مختلف با آمریت ریاست جمهوری تحلیل کرد. لذا این کدها هستند که تعیین کننده میزان پیوند یک کشور با اقتصاد جهانی هستند. از این رو با توجه به یافته های این پژوهش می توان گفت که در ایران هرچه سطح گشودگی کدهای ژئوپلیتیک بیشتر بوده، میزان سرمایه گذاری خارجی و در نتیجه سطح پیوندها با اقتصاد شبکه ای بیشتر می شود. سطح گشودگی کدهای ژئوپلیتیک با میزان ارتباطات با اقتصاد شبکه ای رابطه مستقیمی دارد. از طرف دیگر می توان گفت که در اواخر دوره گفتمان سازندگی میزان روابط مناطق آزاد با اقتصاد شبکه ای افزایش یافته است و در دوره گفتمان گفت وگوی تمدن ها این روابط در بهترین حالت خود قرار دارد. در دوره گفتمانی عدالت مهرورزی سطح روابط و گشودگی کدهای ژئوپلیتیک به کمترین حد خود می رسد و در نتیجه میزان سرمایه گذاری خارجی کاهش چشم گیری می یابد و همچنین در دوره اول گفتمان تدبیر و امید سطح گشودگی افزایش می یابد و در نتیجه سرمایه گذاری های خارجی در مناطق آزاد گسترش می یابد. ولی بعد از پاره شدن برجام و ایجاد تحریم ها این سرمایه گذاری ها و در نتیجه پیوندهای مناطق آزاد کاهش یافته اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید روح الله حسینی
گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
مرتضی قورچی
گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :