تدوین مدل آمادگی برای کاربرد هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری در سازمان تامین اجتماعی استان خوزستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_QJO-21-2_005

تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405

چکیده مقاله:

هدف: تحولات شتابان فناوری و گسترش کاربردهای هوش مصنوعی، ضرورت بازاندیشی در فرایندهای تصمیم گیری و خط مشی گذاری سازمانی را دوچندان کرده است. در این میان، بهره گیری اثربخش از هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری، مستلزم وجود مجموعه ای از آمادگی های فناورانه، انسانی، ساختاری، داده ای و نهادی است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل آمادگی برای کاربرد هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری در سازمان تامین اجتماعی استان خوزستان انجام شد.روش: این پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و از حیث هدف، اکتشافی-توسعه ای است و با استفاده از روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد شش مرحله ای براون و کلارک انجام گرفت. جامعه مشارکت کنندگان شامل اعضای هیئت علمی و مدیران دارای تجربه و شناخت مرتبط با حوزه خط مشی گذاری، مدیریت و فناوری است. داده ها از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته و با استفاده از نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شد. برای تامین اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان استفاده شد و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA انجام گرفت. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان، به شناسایی ۲۰ مضمون پایه، ۱۰ مضمون سازمان دهنده و یک مضمون فراگیر با عنوان «آمادگی برای کاربرد هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری» منجر شد. یافته ها نشان داد آمادگی سازمان برای بهره گیری از هوش مصنوعی، پدیده ای چندبعدی است که در قالب مولفه های زیرساخت های فناوری اطلاعات و و هوش مصنوعی، ساختار سازمانی و نقش ها، توانمندسازی و توسعه منابع انسانی، مدیریت داده و اطلاعات، پایش، ارزیابی و بهبود مستمر، مدیریت ریسک و چالش ها، چارچوب های قانونی و مقرراتی، اخلاق اجتماعی و حکمرانی، همکاری و تعامل با ذی نفعان و فرایندهای خط مشی گذاری مبتنی بر هوش مصنوعی تبیین می شود. شبکه مضامین استخراج شده نشان داد تحقق آمادگی سازمانی مستلزم تعامل و هم افزایی این مولفه ها است و هیچ یک از ابعاد به تنهایی نمی تواند زمینه استقرار اثربخش هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری را فراهم کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد آمادگی برای کاربرد هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری سازمان تامین اجتماعی، صرفا به فراهم سازی زیرساخت های فناورانه محدود نیست، بلکه مستلزم ایجاد هماهنگی میان ظرفیت های فناورانه، ساختاری، انسانی، داده ای، حقوقی، اخلاقی و مدیریتی است. بر این اساس، مدل مفهومی تدوین شده با تبیین ابعاد و مولفه های موثر بر آمادگی سازمان، چارچوبی جامع برای ارزیابی وضعیت موجود و برنامه ریزی جهت استقرار تدریجی و اثربخش هوش مصنوعی در فرایند خط مشی گذاری فراهم می کند و می تواند مبنایی برای ارتقای کیفیت تصمیم گیری، بهبود حکمرانی داده محور و افزایش اثربخشی سیاست گذاری در سازمان تامین اجتماعی باشد.

نویسندگان

میثم داودی

گروه مدیریت دولتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

سید احسان ظهوری

گروه مدیریت دولتی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران

بهرام علیشیری

گروه مدیریت دولتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران