پیوستگی مفهومی و کالبدی فرم مربع در سیر تاریخی معماری ایرانی؛ از چهارطاقی تا چهارصفه و هشت بهشت
محل انتشار: فصلنامه فردوس هنر، دوره: 7، شماره: 24
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_FHJA-7-24_001
تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405
چکیده مقاله:
بیان مسئله : معماری ایرانی در دوره های تاریخی متکی بر الگوهای هندسی و نمادین بوده است که در میان آن ها «فرم مربع» جایگاهی ویژه دارد. چهارطاقی، چهارصفه و هشت بهشت سه نمونه شاخص از الگوهای فضایی مبتنی بر مربع اند که در مطالعات پیشین عمدتا به صورت منفرد بررسی شده اند. فقدان رویکرد تطبیقی و عدم تحلیل روند تکامل این سه الگو، موجب شده درک جامعی از پیوستگی ساختاری و مفهومی میان آن ها شکل نگیرد. هدف پژوهش :هدف این پژوهش تحلیل تطبیقی چهارطاقی، چهارصفه و هشت بهشت با تاکید بر تحول ساختاری، مفهومی و عملکردی آن ها و روشن سازی روند تکامل الگوهای مربع محور در معماری ایرانی از دوره ساسانی تا صفوی است.سوال تحقیق:فرم مربع در الگوهای فضایی معماری ایرانی چگونه از چهارطاقی به چهارصفه و سپس به هشت بهشت دگرگون شده است و چه پیوستگی های مفهومی، کالبدی و عملکردی میان این سه الگو وجود دارد؟روش تحقیق: این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده و داده های آن از طریق مطالعات کتابخانه ای، اسناد تاریخی، منابع پژوهشی و تحلیل نمونه های شاخص معماری ایرانی جمع آوری شده است. روش تحلیل، تطبیقی و مبتنی بر بررسی ساختار هندسی، سازمان فضایی و معناشناسی سه الگو است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که چهارطاقی، چهارصفه و هشت بهشت سه مرحله از تکامل یک نظام فضایی مشترک اند و نه ساختارهایی مستقل و گسسته. چهارطاقی با مربع مرکزی و گنبد، بنیان مفهوم مرکزیت قدسی را تثبیت می کند. چهارصفه با توسعه جهتی و کارکردی این مرکزیت، الگوی فضایی پیچیده تری پدید می آورد. هشت بهشت اوج تلفیق هندسه، عملکرد و منظر است و ترکیب مربع و باغ را در قالب هندسه ای متعالی ارائه می دهد. تداوم فرم مربع در این سه الگو بیانگر جهان بینی ایرانی است که در آن وحدت میان فرم، معنا و عملکرد محور سازماندهی فضاست. این روند تکاملی نشان می دهد که معماری ایرانی با حفظ ریشه های هندسی، توانسته مفاهیم قدسی و عملکردهای متنوع را در ساختاری واحد ادغام کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیده فاطمه موسوی نیا
دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
اکرم حسینی
گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
حانیه رضائی
دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد
مبینا رمضانی
دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد