تبیین ابعاد روان شناختی اعتماد کارکنان به هوش مصنوعی در محیط کار و پیامدهای آن بر عملکرد شغلی: یک مطالعه نظریه داده بنیاد مبتنی بر اسناد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_KDIP-6-20_004

تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405

چکیده مقاله:

گسترش سریع هوش مصنوعی در محیط های کاری، الگوهای تعامل انسان و فناوری را دگرگون کرده است. موفقیت استقرار سامانه های هوشمند در سازمان ها تنها به قابلیت های فنی این فناوری وابسته نیست، بلکه به میزان اعتماد کارکنان به هوش مصنوعی نیز بستگی دارد. اعتماد کارکنان به هوش مصنوعی پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که ابعاد شناختی، هیجانی، رفتاری و اخلاقی را دربرمی گیرد. پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد روان شناختی اعتماد کارکنان به هوش مصنوعی، شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری آن، راهبردهای توسعه اعتماد و پیامدهای آن بر عملکرد شغلی انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد مبتنی بر اسناد انجام شد. منابع علمی منتشرشده در حوزه اعتماد به هوش مصنوعی، تعامل انسان–هوش مصنوعی، در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ بررسی شد. در مرحله اولیه، ۱۸ مقاله شناسایی گردید. از میان این منابع، ۱۳ مقاله در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ و ۵ مقاله پیش از سال ۲۰۲۰ منتشر شده بودند مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل نشان داد که اعتماد کارکنان به هوش مصنوعی دارای چهار بعد اصلی شامل اعتماد شناختی، اعتماد عاطفی، اعتماد رفتاری و اعتماد اخلاقی است. همچنین عواملی مانند سواد هوش مصنوعی، خودکارآمدی فناورانه، تجربه استفاده از فناوری، دقت و قابلیت اتکای سیستم، حمایت سازمانی و فرهنگ نوآوری به عنوان عوامل موثر بر شکل گیری اعتماد شناسایی شدند. راهبردهای توسعه اعتماد شامل آموزش کارکنان، مشارکت دادن آنان در فرایند استقرار هوش مصنوعی، حفظ عاملیت انسانی، ایجاد امنیت روان شناختی و تدوین چارچوب های اخلاقی بود. پیامدهای اعتماد نیز شامل بهبود عملکرد شغلی، افزایش بهره وری، ارتقای کیفیت تصمیم گیری، کاهش مقاومت در برابر فناوری و تقویت نوآوری سازمانی گزارش شد. اعتماد کارکنان به هوش مصنوعی یک سازه صرفا فناورانه نیست، بلکه فرایندی روان شناختی–سازمانی است که از تعامل ویژگی های فردی، سازمانی و فناورانه شکل می گیرد.

نویسندگان

هادی کجباف نژاد

گروه روانشناسی ،موسسه آموزش عالی زند شیراز، شیراز ،ایران