از شکل تا معنا؛ نقش تفکر هندسی در ادراک زیبایی و آفرینش هنری معاصر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_1383
تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405
چکیده مقاله:
هندسه در تجربه هنری انسان صرفا ابزاری برای ترسیم شکل، اندازه گیری فضا و تنظیم تناسبات نیست، بلکه یکی از سازوکارهای بنیادی سازمان دهی ادراک و تبدیل ایده به ساختار بصری به شمار می آید. هنگامی که هنرمند از تقارن، تناسب، تکرار، ریتم، تعادل، شبکه و نسبت های فضایی استفاده می کند، در واقع میان عناصر پراکنده تصویری نوعی رابطه ایجاد می کند که می تواند بر شیوه دیدن، ادراک نظم و شکل گیری تجربه زیبایی شناختی مخاطب اثر بگذارد. از این منظر، رابطه هندسه و هنر را نمی توان صرفا در کاربرد چند شکل هندسی در آثار هنری خلاصه کرد؛ بلکه باید آن را در سطح عمیق تری از سازمان دهی فرم و معنا بررسی کرد.پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش تفکر هندسی در شکل گیری ساختار بصری و تجربه زیبایی شناختی، با رویکرد توصیفی تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش، مفاهیم بنیادی هندسه شامل تقارن، تناسب، تکرار، ریتم، تعادل و سازمان فضایی در ارتباط با فرایند آفرینش و ادراک هنری بررسی شده و نمودهای آن ها در معماری، هنرهای تجسمی، طراحی گرافیک، الگوهای سنتی و طراحی معاصر مورد تحلیل قرار گرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای هندسی از یک سو امکان ایجاد انسجام، تعادل و خوانایی بصری را فراهم می کنند و از سوی دیگر، هنگامی که به صورت خلاقانه و غیرمتعارف به کار گرفته شوند، می توانند زمینه گسست از نظم تثبیت شده و تولید فرم های تازه را نیز فراهم آورند. بنابراین، هندسه در هنر الزاما به معنای محدود کردن خلاقیت نیست؛ بلکه می تواند بستری برای هدایت، کنترل و در عین حال گسترش امکانات خلاقانه باشد. تفاوت در نحوه انتخاب، ترکیب و تغییر روابط هندسی است که می تواند ساختار مشابه را به تجربه های بصری و معنایی متفاوت تبدیل کند.بررسی نمونه های هنری همچنین نشان می دهد که مخاطب در مواجهه با ساختارهای هندسی، صرفا مجموعه ای از اشکال را مشاهده نمی کند، بلکه روابط میان عناصر، تکرارها، تعادل ها، شکست نظم و سازمان فضایی را نیز ادراک می کند. از این منظر، تجربه زیبایی شناختی را می توان تا حدی حاصل تعامل میان ویژگی های ساختاری اثر و شیوه ادراک مخاطب دانست. چنین نگاهی، نقش هندسه را از یک ابزار فنی در تولید اثر به عاملی موثر در شکل دهی به تجربه دیداری و تفسیر اثر ارتقا می دهد.برآیند پژوهش نشان می دهد که تقویت تفکر هندسی در آموزش هنر می تواند فراتر از آموزش رسم اشکال و قواعد هندسی، به پرورش توانایی مشاهده روابط، تشخیص الگو، سازمان دهی عناصر و تجربه خلاقانه فرم منجر شود. بر این اساس، پیوند هدفمند آموزش هندسه و هنر می تواند زمینه ای برای توسعه سواد بصری، تفکر فضایی و خلاقیت فراهم کند و به یادگیرنده بیاموزد که میان نظم و آزادی، ساختار و نوآوری و فرم و معنا رابطه ای پویا برقرار کند. در این چارچوب، هندسه نه پایان خلاقیت، بلکه یکی از زبان هایی است که به وسیله آن ایده هنری می تواند به ساختاری قابل ادراک و تجربه تبدیل شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه دباغیان
دبیر رسمی آموزش و پرورش
راضیه حبیبی متولی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
عفت زرگرانی
دبیر رسمی آموزش و پرورش