چگونه توانستم جای معلم را به دانش آموزان واگذار کنم تا هر کس صدایش را بشنود؟

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_1380

تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405

چکیده مقاله:

در تجربه حرفهای من به عنوان معلم، یکی از چالشهای مهم کلاس، شلوغی، بینظمی و شکلگیری نوعی رقابت ناسالم میان دانشآموزان بود. این رقابت نهتنها به افزایش انگیزه یادگیری منجر نمیشد، بلکه در بسیاری از مواقع به حسادت، دلخوری، کاهش مشارکت برخی دانشآموزان و پررنگ شدن بیش از حد چند دانشآموز خاص میانجامید. در چنین شرایطی، برخی دانشآموزان فرصت بروز تواناییهای خود را پیدا نمیکردند و فضای عاطفی و آموزشی کلاس از حالت متعادل و سازنده فاصله میگرفت. با مشاهده این وضعیت، تصمیم گرفتم به جای تکیه صرف بر روشهای مستقیم کنترل کلاس، از ظرفیتی استفاده کنم که در خود دانشآموزان وجود داشت؛ یعنی سپردن بخشی از نقش معلمی به آنان. در این اقدام، از دانشآموزان خواستم به نوبت پرسشهای متن درس را مطرح کنند، بخشی از محتوا را برای همکلاسیهای خود توضیح دهند، فضای پاسخگویی را مدیریت کنند و برای دقایقی در جایگاه معلم قرار گیرند.هدف من از اجرای این راهکار آن بود که دانشآموزان ضمن تجربه مسئولیت، صدای یکدیگر را بهتر بشنوند، فرصت دیده شدن برای همه فراهم شود، اعتمادبهنفس آنان افزایش یابد و درک عمیقتری از دشواریهای اداره کلاس پیدا کنند. شواهد اولیه از طریق مشاهده مستقیم، گفتوگو با والدین، مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شد. یافتهها نشان داد که کلاس نیازمند مداخلهای مشارکتی و تدریجی است. پس از اجرای راهکار، تغییرات محسوسی در کاهش بینظمی، افزایش مشارکت جمعی، کاهش حسادت و بهبود روابط میان دانشآموزان مشاهده شد. همچنین دانشآموزی که بیش از اندازه در مرکز توجه قرار گرفته بود، با مدیریت تدریجی موقعیت، فرصت را برای حضور فعالتر دیگران فراهم کرد. نتایج این اقدامپژوهی نشان داد که واگذاری هدفمند نقش معلمی به دانشآموزان میتواند به بهبود جو عاطفی کلاس، تقویت حس مسئولیتپذیری و ایجاد فرصت برابر برای مشارکت آموزشی منجر شود.

نویسندگان

فاطمه طرفه ئی منفرد

ارشد زبان وادبیات فارسی آموزگار پایه ششم